مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٣ - وجوب من جمیع الجهات با اختیار منافات ندارد
دروغ گفتن را اختیار نخواهد کرد. این سلب اختیار است؟ نه، سلب اختیار نیست.
پس ملاک اختیار همان داشتن قدرت و داشتن اراده و داشتن شعور و ادراک است.
در مفهوم «اراده» این امر نمیگنجد که انسان پنجاه درصد این طرف را اراده کند و پنجاه درصد آن طرف را، یا چهل درصد این طرف را اراده کند و شصت درصد آن طرف را. این در مفهوم اراده و اختیار نمیگنجد. اگر شخصی از نظر پستی روحی به حدی برسد که او صد درصد دروغگو باشد و احتمال راست گفتن در بارهاش ندهیم، باز هم با اختیار خودش دروغ گفته است؛ و اگر به مرحلهای از علوّ روحی برسد که همیشه صد درصد راست گفتن را اراده کند و حتی نیم درصد هم احتمال دروغ گفتن در بارهاش نباشد، باز هم از اختیارش کاسته نشده است.
سؤال: فرمودید که فرق بین «احد» و «واحد» در اصطلاح عرفاست؟ استاد: بیشتر در اصطلاح عرفاست. در اصطلاح حدیث هم به ندرت آمده که کلمه «احد» به معنی بساطت باشد.
به یک معنای دیگر هم [او] واحد است، به این معنا که او تامّالوجود است.
تامّالوجود است یعنی چه؟ یعنی ناقصالوجود نیست، مرکب از قوه و فعل نیست که الآن بالقوه چیزی باشد و بالفعل بشود. وقتی که شئ تامّالوجود شد دیگر حالت منتظره در او نیست. این هم یک اصطلاحی است که کمتر آن را شنیدهایم.
شیخ در اینجا میخواهد وحدت را به صفات سلبیه برگرداند. این خودش یک مسألهای است که آیا وحدت به صفات سلبیه برمیگردد یا به صفات ثبوتیه. در مباحث وحدت که در باره مفهوم وحدت بحث شد، در آنجا هم شیخ تقریباً ترجیح میداد که وحدت یک صفت سلبی است. هو واحدٌ یعنی لیس بکثیرٍ، لیس بذی مشارک، و این نفی نفی است، چون صفات سلبیه خداوند همه سلب سلب است.
خداوند واحد است یعنی لیس بکثیرٍ، لیس بمنقسمٍ. ولی این را دیگران قبول ندارند.
آنهایی که روی اصالت وجود جلو آمدهاند وحدت را از شؤون وجود میدانند و قهراً از صفات اثباتی هم هست.
و قد اتضح لک فیما سلف منالعلوم الطبیعیة وجود قوة غیر متناهیة غیر