مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٠ - شرح و توضیح متن
دو قسم بیشتر گفته نشده، ما غیر از اینها هم اقسامی داریم. قسم اول خود دو قسم است: یا این است که از شئ اول چیزی زایل نشده و فقط استکمال صورت گرفته است، یعنی جز این نیست که استعداد به فعلیت تبدیل شده؛ یا از اولی چیزی زایل میشود [که همان استحاله است].
والقسمالاول لا یخلو أن یکون عنهالشیء و قد کان مستعداً فقط فخرج إلی الفعل دفعة فی غیر سلوک، أو یکون قد کان مستعداً فقط فخرج إلی الفعل بحرکة متصلة کان فیها بینالاستعداد الصرف و بین الاستکمال الصرف.
فیکون الکائن فیالقسم الاول ینسب أنه کان عن حالة واحدة کقولنا: کان عن الجاهل بأمر کذا عالم.
قسم اول باز دو قسم میشود: یا این است که هیچ فسادی رخ نمیدهد و جز استعداد چیزی نیست و خروج به سوی فعل دفعی است و از طریق حرکت و سلوک نیست؛ یا اینکه استکمال با حرکت متصل انجام میگیرد. پس استکمال هم دو قسم است: یا استکمال دفعی است و یا تدریجی، و حال آنکه در کلمات ارسطو فقط استکمال تدریجی آمده بود، زیرا تعبیر ارسطو چنین بود: کون الشئ المستکمل عن المتحرک الیه.
بنابراین کائن- در مقابل متکون منه- در استکمال دفعی، یعنی قسم اول از قسم اول، مانند عالم شدن جاهل نسبت به فلان امر.
و الکائن فیالقسم الثانی ینسب أنّه کان تارة عن حالة سالکاً کقولنا کان منالصبی رجل، و تارة عن حالة مستعداً فقط کقولنا: کان عنالمنی رجل، فإن اسم الصبی هو للمستعد أن یستکمل رجلًا و هو فیالسلوک و اسم المنی للمستعد أن یکون إنساناً لا بشرط أن یکون فی السلوک.
[کائن قسم دوم از قسم اول، یعنی استکمال تدریجی، خود به دو گونه است: یا مانند رجل شدن صبی است که صبی علاوه بر استعداد رجولیت به سوی آن هم روان است؛ یا مانند رجل شدن منی است که فقط استعداد رجل شدن را دارد ولی از جهت