مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٦ - اگر هدف طبیعت فرد باشد اخلاق قابل توجیه نیست
میرود. حالا چگونه میشود که انسان بتواند هدف خودش را از این حالت طبیعی که هدف فردی است خارج کند و نوع را هدف قرار دهد، همان بحثها و اشکالاتی بود که یک وقتی در گذشته اینها را طرح کردهایم و گفتهایم.
به هر حال اینجا که گفته میشود شرور اعدامی هستند که مانع رسیدن شئ به کمالش میشوند یا در شر بالعرض گفته میشود که وجوداتی هستند که مانع رسیدن اشیاء به کمالاتشان میشوند، این خودش یک سؤالی را به دنبال دارد. آن سؤال این است که آیا شرور سبب نرسیدن نوع به کمال خودش میشوند؟ اگر چنین باشد قهراً طبیعت به هدف خودش نمیرسد و از هدفش میماند. یا نه، سبب میشوند که فرد به هدف خودش نرسد؟ که نرسیدن فرد به هدف خودش سبب نمیشود که نوع به هدف خودش نرسد. طبیعت هدف خودش را در نوع تکمیل میکند. طبیعت میخواهد که نوع باقی بماند. این کمال و این جمال و این خصوصیت را طبیعت در نوع میخواهد حفظ کند. اگر در فرد از بین برود، چنین نیست که عواملی پیدا شوند و سبب شوند که طبیعت حتی در نوع هم به هدف خودش نرسد؛ خصوصاً با فرضیاتی که امروز پیدا شده است.
در قدیم که مسأله تبدل انواع مطرح نبود، ممکن بود کسی بگوید که چه مانعی دارد که یک حادثه ای در عالم پیدا شود که نوع را از اساس منقرض کند؟ کسی در تاریخ نمی تواند نشان دهد، ولی فرض آن ممکن بود. اگر حادثهای نوع را منقرض کرد، دیگر راهی نیست که طبیعت به هدف خودش برسد. اگر افرادی ازنوع منقرض شوند و افرادی باقی بمانند که بتوانند نوع را ادامه دهند طبیعت به هدف خودش رسیده است. ولی اگر چنین باشد [که نوع منقرض شود] طبیعت به هدفش نرسیده است. در آن صورت جواب دادن کمی مشکل بود. آنها ناچار بودند این جور بگویند که طبیعت از یک راهی و با یک تدبیری به ناچار باید نوع را به وجود بیاورد.
در آثار دینی و مذهبی هم آمده است که وقتی میخواست طوفان نوح رخ بدهد که حیوان و انسان و همه چیز منقرض میشد، حضرت نوح در کشتی خودش از هر نوع حیوان یک حیوان را برد برای اینکه نوع منقرض نشود.
ولی با حساب امروز اگر یک حیوان تک سلولی هم در عالم باقی بماند، باز آن میتواند همه انواع را ادامه دهد، و در نتیجه حل آن شبهه کمی کارش آسانتر است.
خلاصه اینکه این شرور چنان نیستند که مانع رسیدن طبیعت به هدف و غایت