مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٨ - مرحوم علامه بهتر است که آیه مقید به مالکیت یا حکمت نشود
است. این معنی ندارد که چیزی مملوک من است ولی من حق تصرف در آن را ندارم، محجور از تصرف هستم. البته اگر من لیاقت مالکیت نداشته باشم مسأله حجر و اینها در کار میآید. ولی در خارج این محدوده من حق تصرف ندارم. پس من که همیشه در میان یک محدودهای مالک هستم و در خارج آن محدوده مالک نیستم، از فعل من سؤال میشود و من مسؤول فعل خودم هستم که آیا از حدود خودم تجاوز کردهام یا از حدود خودم تجاوز نکردهام. در مورد ذات حق تعالی عدل و ظلم به این معنا اصلا مفهوم و معنی ندارد، برای اینکه هر چه را که ما در عالم تصرف کنیم و هر چه که به هر کس تعلق داشته باشد، بیش از آن اندازه که به آن کس تعلق داشته باشد به خدا تعلق دارد، یعنی مال اوست. حیات من بیش از آن اندازه که مال من باشد، مال اوست. سلامت من، عضو من، جارحه من، مال من، ثروت من، فرزند من و هر چه که من دارم همه مال اوست. من به عنوان پدر صاحب این فرزند هستم و او به عنوان یک خالق صاحب این فرزند است. او به هزار مرتبه بیش از من مالک اوست؛ و حتی همان مالکیتی که من دارم در طول مالکیت او دارم نه در عرض او. چنین نیست که این مالکیت تقسیم شده باشد که مثلا یک سهم از آن مال من و نودونه سهم آن مال خدا باشد. همان یک سهمی هم که مال من است، در عین اینکه مال من است، چون خود من مال او هستم باز همان هم مال اوست. بنابراین در مورد خداوند سؤال «لِمَ» از باب عدل و ظلم، به این معنا که چرا در حق غیر تصرف کرده است، معنی ندارد. از نظر خداوند تمام عالم و تمام جهان محدوده مالکیت اوست؛ یعنی محدوده او در واقع نامحدود است.
ایشان میگویند که اگر بنا به تقیید باشد، اولی است که آیه را بر این معنی حمل کنیم نه بر آن معنا.
سؤال: با انضمام به آیه «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکمْ عَبَثاً»؟ استاد: نه، خود آیه به ماقبل و مابعدش بهتر میخورد.
مرحوم علامه : بهتر است که آیه مقید به مالکیت یا حکمت نشود
آنگاه ایشان میگویند که اصلا حق این است که ما اساساً آیه را هیچگونه مقید