مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - علم به جزئی به نحو کلی
کلی مثل «آتش گرم است» علم امروز من و فردای من و پسفردای من همه یک جور است. «٥ ضرب در ٥ میشود ٢٥» در گرو زمان نیست که فقط در فلان زمان ٢٥ شود، به طور مطلق ٢٥ میشود، و لهذا علم من در این مورد تغییر نمیکند. ولی علم به جزئیات و زمانیات خواهناخواه به تبع زمانیات باید تغییر کند. این را [در واجبالوجود] چگونه میشود حل کرد؟
بیان بوعلی در پاسخ به این اشکال
بوعلی در اینجا سخنی گفته است که این سخن سوء تعبیر شده است. سوء تعبیرش این است که گفتهاند بوعلی گفته است واجب تعالی علم به کلیات دارد و علم به جزئیات ندارد؛ و چنین اشتباهی خیلی عجیب است، چون برخلاف صریح حرف بوعلی است. بوعلی معتقد است که علم حق تعالی به اشیاء، حتی به جزئیات، به نحو کلی است نه به نحو جزئی.
علم به جزئی به نحو کلی
بوعلی میگوید که علم به جزئیات دو گونه است: یکی علم به جزئیات به نحو جزئی، و دیگری علم به جزئیات به نحو کلی. علم به جزئیات به نحو جزئی مثل همین مثالهایی که گفتیم، که اغلب در مورد علمهای انفعالی است. ولی علمی که از روی مبادی علت و معلول پیدا شود، علم به جزئیات است به نحو کلی. البته این کلی منحصر در فرد است. مثلًا چطور؟ خود بوعلی به خسوف و کسوفها مثال میزند؛ میگوید علم منجم به اینکه خسوف در چه ساعت و دقیقهای صورت میگیرد علم به نحو کلی است؛ یعنی آن علم از روی قاعده وضابطه کلی است که هرگاه زمین میان ماه و خورشید فاصله شود و مثلًا از فلان جا اینقدر دور باشد و از جای دیگر آن قدر دور باشد خسوف روی میدهد؛ و به همین خسوف جزئی هم علم دارد.
مثال دیگری ذکر کنم: شخصی که محاسبهکننده و حسابگر است، مثلًا در این مورد علم دارد که قطاری در ساعت ١٢ از تهران به مشهد با سرعت ٨٠ کیلومتر در ساعت حرکت میکند. [پس از مدتی قطار به گرمسار میرسد.] هیچ ضرورتی ندارد که این شخص قطار را در آن ساعت در گرمسار ببیند. او تحت قاعده و ضابطه کلی