مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - طرح یک اشکال
آن کتاب همه از او سلب میشود. آیا این سلبها اقتضا میکند که در این کتاب غیرمتناهی چیزهایی وجود داشته باشد که آن غیرمتناهی چیزها موجب این سلبهاست؟ سلب که کثرتی را در اشیاء اقتضا نمیکند. بنابراین سلب اشیاء دیگر از واجبالوجود به هیچ وجه مستلزم کثرتی نیست.
البته بعد در جای دیگر میگویم که بعضی از سلوب مستلزم کثرت است و بعضی از سلوب مستلزم کثرت نیست. مخصوصاً این نکتهای خیلی عالی است که در کلمات بوعلی و آخوند و امثال این حکما هست، و آن این است که تمام سلبهایی که در باره واجبالوجود هست آخرش به سلب سلب برمیگردد. سلبی که در باره اشیاء دیگر است سلب ایجاب است. اگر در باره من این سلب صدق میکند که من شما نیستم، به دلیل این است که در واقع شما کمالی هستید که این کمال از من سلب شده است، یعنی یک امر اثباتی از من سلب شده. این امر در باره همه موجودات دیگر هست مگرذات واجبالوجود که هر سلبی از او، برمیگردد به سلبِ سلب، و هر فقدانی در او، برمیگردد به فقدالفقد. این است که میگویند در واجبالوجود جلال به جمال برمیگردد؛ یعنی تمام آنچه که او اجلّ از آن است همانهایی است که ضدالجمال و ضدالکمال است، و بنابراین آنها از او سلب میشوند. بعد از این است که به این قاعده میرسند که «بسیط الحقیقة کل الاشیاء» تمام آن کمالات که در همه اشیاء هست برای واجبالوجود صدق میکند، که البته این مطلبی است که از فلسفه شیخ و آن دوره بالاتر است.
پس مقصود ما از «احدیالذات» این نیست که اضافه و سلب هم در او نیست. در مرتبه ذات تکثری در او نیست، ولی در مرتبه زائد بر ذات مانعی ندارد [که اضافه و سلب در او باشد.] این اضافات و سلوب مقوّم ذات نیستند، جزء ذات هم به هیچ وجه نیستند.
طرح یک اشکال
فإن قال قائل: فإن کانت تلک معلولة فلها أیضاً إضافة أخری، و یذهب إلی غیرالنهایة.
فإنّا نکلفه أن یتأمل ما حقّقناه فی باب المضاف من هذا الفن، حیث أردنا أن نبین أن الاضافة تتناهی و فی ذلک انحلال شکه.