مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤ - شرح و توضیح متن
معلول چیست؟ اگر چیزی معلول باشد واجبالوجود نیست و ممکنالوجود است.
پس اگر موجودی وجودش را علت خارجی به ماهیتش داده باشد، خودش ممکنالوجود است. حال میگوییم آیا این ذات که منشأ عروض وجود برای خودش شده است، قبل از عروض وجود داشت یا نه؟ محال است که علت موجود نباشد و در عین حال منشأ یک معلول بشود. پس ذات باید وجود داشته باشد. حال اگر وجود داشته باشد، آن وجودی که در مرتبه قبل است عین وجودی است که در مرتبه بعد عارض خواهد گشت: «فسابق مع لاحق قد اتحد». یا اینکه وجودی که برای ذات آمده است از ذاتی است که آن ذات قبلًا موجود بوده است بهوجودی غیر از این وجود؛ آنگاه نقل کلام به آن وجود میکنیم که چگونه عارض ذات شده است.
در آنجا هم ناچار باید بگوییم که این وجود هم که عارض ذات شده قبلًا موجود بوده است بهوجود دیگری. پس باید وجود سومی برای ذات قائل شویم. نقل کلام بهوجود سوم میکنیم. میبینیم که باید الی غیرالنهایه وجود موجود باشد. در این صورت ذات واجب به جای یک وجود باید غیرالنهایه وجود داشته باشد. اصلًا برای یک شئ دو وجود نمیتوان فرض کرد تا چه رسد به اینکه غیرمتناهی وجود فرض شود. این بیانی است که حاجی و مانند ایشان در اینجا کردهاند. بیان شیخ در این مورد بیان دیگری است که بعداً میخوانیم.
شرح و توضیح متن
ونعود فنقول: إن الاوّل لا ماهیة له غیر الإنیة، و قد عرفت معنی الماهیة، و بماذا تفارق الإنیة فیما تفارقه فی افتتاح تبیاننا هذا فنقول: إن واجبالوجود لایصح أن یکون له ماهیة یلزمها وجوبالوجود، بل نقول من رأس: إن واجبالوجود قد یعقل نفس واجبالوجود، کالواحد قد یعقل نفس الواحد، و قد یعقل من ذلک أن ماهیته [١] هی مثلًا إنسان أو جوهر آخر من الجواهر، و ذلک الإنسان هوالذی هو واجبالوجود، کما أنه قد یعقل من الواحد أنه ماء أو هواء أو انسان و هو واحد.
[١]. «ماهیةً» صحیح است.