مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٥ - شرح و توضیح متن
[واجبالوجود ماهیتی جز هستی و وجود ندارد؛ و معنی ماهیت قبلًا بیان شده] و در ابتدای کتاب گفته شد که ماهیت با انیت فرق دارد. [در اینجا میگوییم که واجبالوجود] نمیتواند ذاتی داشته باشد که لازمه آن ذات وجوب وجود باشد، ذاتی باشد متصف به وجوب وجود که ذات چیزی باشد و وجوب وجود چیز دیگر.
ممکن است که شما واجبالوجود را به معنای «شیءٌ هو واجبالوجود» تعقل کنید، همانطور که واحد را به عنوان خود واحد، همان که مبدأ اعداد است، تعقل میکنید؛ [و ممکن است او را چنین تعقل کنید که ماهیت او این است، مثلًا انسان است یا یکی دیگر از جواهر است، و آن انسان است که واجبالوجود است، همانطور که واحد را هم به صورت انسان واحد یا آب واحد یا هوای واحد تصور میکنید.]
و قدتتأمل فتعلم ذلک مما وقع فیه الاختلاف فی أن المبدأ فی الطبیعیات واحد أو کثیر. فبعضهم جعل المبدأ واحداً، و بعضهم جعله کثیراً. والذی جعله منهم واحداً فمنهم من جعل المبدأ الأول لا ذات الواحد، بل شیئاً هوالواحد، مثل ماء او هواء أو نار أو غیر ذلک.
و منهم من جعل المبدأ ذات الواحد من حیث هو واحد، لا شیء عرض له الواحد؛ ففرق إذن بین ماهیة یعرض لهاالواحد والموجود، و بین الواحد والموجود من حیث هو واحد و موجود.
شیخ تنظیر دیگری را بیان میکند و میگوید در باب مبدأ اشیاء دو نظر است:
یک نظر این است که آن مبدأ واحد است؛ نظر دیگر میگوید کثیر است. کسانی که گفتند واحد است خود دو گروه هستند و دو نظریه دارند: دستهای مثل طالس و پیروان او میگویند [مبدأ اشیاء ذات واحد نیست، بلکه شیئی است که واحد است].
مثلًا آن مبدأ هوا یا آب یا آتش و مانند آن است. دستهای دیگر مثل فیثاغورث مبدأ اشیاء را واحد از آن حیث که واحد است میدانند.