مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١٣ - شرح و توضیح متن
نیست که وجودش شر مطلق باشد، یعنی وجودش برای همه اشیاء عالم و برای همه عالم حتی برای خودش شر باشد. بالاخره وجود آن شئ برای خودش که شر نیست.
گفتیم که مثلا مار و عقرب را اگر شر میدانیم، به این معناست که برای ما شرند.
خوب، به همان نسبت هم ما برای آنها شر هستیم. مارها و عقربها هم اگر فلسفهای داشته باشند، باید بحث کنند این انسان را خدا برای چه آفریده است؟ این انسانی که میخواهد تخم مار و عقرب را از دنیا براندازد. پس ما به همان اندازه برای او شریم که او برای ما شر است. پس اینها شرور مطلق نیستند.
اشیاء در وجود لغیره و اضافی خود ممکن است شر واقع شوند
یک مسأله دیگر هم، که شاید در کلمات شیخ نباشد، این است که اشیاء دو وجود دارند، یعنی دو وجود برای آنها اعتبار میشود: یک وجود فی نفسه، و دیگری وجود اضافی. میگوییم وجود این شئ برای خودش، و وجود این شئ در مقایسه با شئ دیگر.
آیا واقعاً یک چیز دو وجود دارد؟ نه، دو وجود ندارد. پس یکی از این دو وجود، که اوّلی وجود فی نفسه و لنفسه است و دومی در مقایسه با شئ دیگری است، باید امر اعتباری باشد. این دومی است که اعتباری است؛ یعنی آن وجود واقعی من، وجود من برای خودم است؛ ولی وجود من برای شما، اعم از اینکه خیر برسانم یا شر برسانم، وجود واقعی من نیست؛ یعنی علت که جعل وجود می کند، وجود فی نفسه را جعل میکند که لازمه قهری این وجود فی نفسه وجود اضافی هم هست؛ نه اینکه علت دو وجود جعل میکند: یک وجود فی نفسه و یک وجود اضافی.
بنابراین وجود فینفسه خیر است، آنچه که علت جعل میکند خیر است، ولی این خیر مستتبعِ یک امر شری است که آن را «وجود اضافی» مینامیم.
اینها مطالبی بود که گفتیم، حالا متن را باید بخوانیم، ببینیم به کجا میرسیم.
شرح و توضیح متن
و هذاالمدرَک الوجودی لیس شراً فی نفسه بل بالقیاس إلی هذا الشیء. و أما عدم کماله و سلامته فلیس شراً بالقیاس إلیه فقط، حتی یکون له وجود لیس هو به شراً، بل و لیس نفس وجوده إلّا شراً فیه، و علی نحو کونه شراً، فإن العمی لایجوز إلّا أن یکون فیالعین، و من حیث هو فی العین لا یجوز أن یکون إلّا شراً، و لیس له جهة أخری حتی یکون بها غیر شر.
حرفی که ما در آخر گفتیم، در اینجا حرف اول شیخ است. گفتیم که بعضی از شرور شر بالذاتاند، آنهایی که خودشان عدمی هستند، و بعضی شر بالعرضاند، یعنی امور وجودی هستند که این امور وجودی به اعتبار اضافهشان به یک امور دیگر شرند، به اعتبار اینکه منشأ عدم در امور دیگر میشوند شرند. شیخ میگوید که آن شر بالذات ها شر مطلق هم هستند. ما تعبیر به «شر بالذات» و «شر بالعرض» کردیم، گفتیم که «جهل» و «عمی» شر بالذاتاند ولی مثلا حرارت شر بالعرض است