مجموعه آثار ط-صدرا
(١)
جلد هشتم
٢٥ ص
(٢)
مقاله هشتم در شناخت مبدأ اول برای همه وجود و شناخت صفات او
٢٥ ص
(٣)
فصل اول تناهی علل فاعلی و علل قابلی
٢٥ ص
(٤)
مقدمه
٢٥ ص
(٥)
مباحث طرح شده در این فصل
٢٦ ص
(٦)
جایگاه طرح تناهی علل در فلسفه
٢٧ ص
(٧)
معیت علت و معلول
٢٨ ص
(٨)
علل طبیعی و علل فلسفی
٢٩ ص
(٩)
اثبات علل فاعلی
٣١ ص
(١٠)
برهان وسط و طرف
٣٣ ص
(١١)
نکات مندرج در بیان شیخ از برهان وسط و طرف
٣٤ ص
(١٢)
نکته اول معیت علت و معلول
٣٤ ص
(١٣)
نکته دوم علت مطلقه بودن علت اولی
٣٥ ص
(١٤)
نکته سوم همه واسطه ها در حکم یک واسطه اند
٣٦ ص
(١٥)
مناط « علة العلة علة و معلول المعلول معلول »
٣٦ ص
(١٦)
شرح و توضیح متن
٣٩ ص
(١٧)
بیان مرحوم حاجی سبزواری از برهان وسط و طرف
٤٢ ص
(١٨)
نقد بیان مرحوم حاجی سبزواری
٤٣ ص
(١٩)
ادامه توضیح بیان شیخ در برهان وسط و طرف
٤٥ ص
(٢٠)
ادامه شرح و توضیح متن شفا
٤٦ ص
(٢١)
تناهی علل قابلی
٤٨ ص
(٢٢)
علت قابلی
٤٨ ص
(٢٣)
مراد و مقصود از تعبیر « کون شی ء من شی ء »
٤٩ ص
(٢٤)
مقصود اول از تعبیر « کون شی ء من شی ء »
٤٩ ص
(٢٥)
مقصود دوم
٥٠ ص
(٢٦)
انواع تبدلات جوهر از نظر بوعلی
٥٢ ص
(٢٧)
اختلاف نظر بوعلی و ملاصدرا در باره حرکت در جوهر
٥٤ ص
(٢٨)
معانی « ماده » در فلسفه
٥٥ ص
(٢٩)
مادّه در اصطلاح فیزیک
٥٦ ص
(٣٠)
تشابه ماده اولی با حرف
٥٧ ص
(٣١)
فصل دوم ایراد های وارده بر بحث تناهی علل و حل آنها
٦٠ ص
(٣٢)
تعبیر « کون شی ء من شی ء »
٦٠ ص
(٣٣)
مقدمه
٦٠ ص
(٣٤)
بیان ارسطو از تعبیر « کون شی ء من شی ء »
٦١ ص
(٣٥)
ایرادهای وارده بر بیان ارسطو
٦٢ ص
(٣٦)
ایراد اول
٦٢ ص
(٣٧)
ایراد دوم
٦٤ ص
(٣٨)
ایراد سوم
٦٥ ص
(٣٩)
اختلاف نظر بوعلی و ملاصدرا در ترکیب عناصر
٦٧ ص
(٤٠)
ایراد چهارم
٦٨ ص
(٤١)
شرح و توضیح متن
٦٨ ص
(٤٢)
ایراد دیگر
٧٢ ص
(٤٣)
ایراد دیگر
٧٣ ص
(٤٤)
ادامه بررسی « کون شی ء من شی ء »
٧٥ ص
(٤٥)
یادآوری معانی « علت مادی »
٧٥ ص
(٤٦)
یادآوری بیان ارسطو در « کون شی ء من شی ء »
٧٦ ص
(٤٧)
یادآوری ایرادهای وارده بر بیان ارسطو
٧٨ ص
(٤٨)
جواب شیخ به ایرادهای وارده بر بیان ارسطو
٧٨ ص
(٤٩)
نقد توجیه شیخ از بیان ارسطو
٨٠ ص
(٥٠)
ادامه نقد و بررسی « کون شی ء من شی ء »
٨٤ ص
(٥١)
بیان دیگری از دفاع بوعلی از ارسطو
٨٥ ص
(٥٢)
ادامه نقد بیان شیخ
٨٦ ص
(٥٣)
مناط و معیار کمال
٨٧ ص
(٥٤)
غایات و کمالات جوهری و عرضی
٨٨ ص
(٥٥)
طرح ایرادی دیگر بر بیان ارسطو
٩٢ ص
(٥٦)
ادامه ایرادهای وارده بر « کون شی ء من شی ء »
٩٣ ص
(٥٧)
شرح و توضیح متن
٩٤ ص
(٥٨)
فصل سوم تناهی علل غائی
١٠٤ ص
(٥٩)
تناهی علل غائی و صوری
١٠٤ ص
(٦٠)
مقدمه
١٠٤ ص
(٦١)
تناهی علل غائی از تعریف خود آنها به دست می آید
١٠٥ ص
(٦٢)
غایت و مطلوب بالذات و بالغیر
١٠٦ ص
(٦٣)
ابداع و احداث
١٠٩ ص
(٦٤)
فصل چهارم صفات واجب الوجود
١١١ ص
(٦٥)
مقدمه
١١١ ص
(٦٦)
دلیلی بر اثبات وحدت واجب
١١٢ ص
(٦٧)
شبهه ابن کمونه
١١٣ ص
(٦٨)
ترتیب بحث در « الهیات بالمعنی الاخص »
١١٥ ص
(٦٩)
قابل انکار نبودن وجوب وجود
١١٦ ص
(٧٠)
صفات واجب
١١٩ ص
(٧١)
الاوّل
١١٩ ص
(٧٢)
واحد واحد
١١٩ ص
(٧٣)
وحدت ذات و صفات در واجب الوجود
١٢٠ ص
(٧٤)
نظر اشاعره
١٢١ ص
(٧٥)
نظر معتزله
١٢١ ص
(٧٦)
نظریه صواب
١٢٢ ص
(٧٧)
وحدت ذات و صفات در نهج البلاغه
١٢٢ ص
(٧٨)
شرح و توضیح متن
١٢٦ ص
(٧٩)
سلوب و اضافات در واجب الوجود
١٢٩ ص
(٨٠)
طرح یک اشکال
١٣٠ ص
(٨١)
حل اشکال
١٣١ ص
(٨٢)
الواجب الوجود ماهیته انّیته
١٣٣ ص
(٨٣)
زیادت وجود بر ماهیت
١٣٣ ص
(٨٤)
ماهیت نداشتن واجب در معارف اسلامی
١٣٥ ص
(٨٥)
تنظیر شیخ در بیان « ماهیته انیته »
١٣٧ ص
(٨٦)
« وجود مطلق » در اصطلاح امروز
١٣٨ ص
(٨٧)
آیا « وجود مطلق » وجود دارد؟
١٤١ ص
(٨٨)
برهان اول
١٤٣ ص
(٨٩)
شرح و توضیح متن
١٤٤ ص
(٩٠)
ادامه بحث در « الحق ماهیته انیته »
١٤٦ ص
(٩١)
معانی « ماهیت »
١٤٦ ص
(٩٢)
ادامه نظرات مختلف در « وجود مطلق »
١٤٧ ص
(٩٣)
دلایل منکرین وجود مطلق
١٤٨ ص
(٩٤)
بیان اصالت وجودی شیخ از « وجود مطلق »
١٤٩ ص
(٩٥)
رابطه وجود مطلق و واجب الوجود
١٥١ ص
(٩٦)
برهان دوم برهان شیخ
١٥٢ ص
(٩٧)
وجوب وجود، تأکد وجود است
١٥٣ ص
(٩٨)
ادامه بیان شیخ در « الحق ماهیته انیته »
١٥٨ ص
(٩٩)
بحثی در « مشتق »
١٥٩ ص
(١٠٠)
شرح و توضیح متن
١٦٥ ص
(١٠١)
برهان دیگری در ماهیت نداشتن واجب الوجود
١٦٩ ص
(١٠٢)
واجب الوجود مجرّدالوجود است
١٧٥ ص
(١٠٣)
اصطلاح « مجرّد »
١٧٥ ص
(١٠٤)
مجرّدالوجود
١٧٧ ص
(١٠٥)
شناخت اعتبارات ذهن
١٧٨ ص
(١٠٦)
اعتبارات ماهیت
١٨٠ ص
(١٠٧)
واجب الوجود مجردالوجود است یعنی حقیقتش بشرط لا است
١٨٢ ص
(١٠٨)
آیا واجب الوجود مطلق است؟
١٨٢ ص
(١٠٩)
« وجود مطلق » در فلسفه ملاصدرا
١٨٣ ص
(١١٠)
ماهیت نداشتن واجب تعالی در تعبیرات مذهبی
١٨٤ ص
(١١١)
توجیه عبارت صحیفه سجادیه در وحدانیت حق تعالی
١٨٥ ص
(١١٢)
صفات سلبیه حق تعالی و تعداد آنها
١٨٧ ص
(١١٣)
واجب تعالی جنس و فصل ندارد
١٨٩ ص
(١١٤)
برهان اوّل
١٨٩ ص
(١١٥)
برهان دوم
١٨٩ ص
(١١٦)
واجب الوجود از مقولات خارج است
١٩٠ ص
(١١٧)
طرح یک اشکال حد جوهر بر واجب تعالی صدق می کند
١٩٠ ص
(١١٨)
جواب شیخ به اشکال
١٩١ ص
(١١٩)
شرح و توضیح متن
١٩٣ ص
(١٢٠)
واجب الوجود حد و برهان ندارد
١٩٤ ص
(١٢١)
واجب الوجود جنس و نوع و فصل ندارد
١٩٦ ص
(١٢٢)
ادامه بررسی اشکال آیا واجب الوجود تحت جنس جوهر است؟
١٩٦ ص
(١٢٣)
تعریف صحیح جوهر
١٩٧ ص
(١٢٤)
جنس معنی مبهم است و تعین آن به فصل است
١٩٧ ص
(١٢٥)
متن
١٩٩ ص
(١٢٦)
فصل پنجم ادامه بحث در توحید واجب الوجود
٢٠١ ص
(١٢٧)
برهان در توحید واجب، از راه تشخص
٢٠١ ص
(١٢٨)
متن
٢٠٢ ص
(١٢٩)
برهان دوم بر توحید واجب الوجود
٢٠٤ ص
(١٣٠)
برهان دوم بر توحید واجب الوجود
٢٠٤ ص
(١٣١)
ملاک تکثر
٢٠٥ ص
(١٣٢)
هیچیک از ملاکهای تکثر در واجب الوجود نیست
٢٠٥ ص
(١٣٣)
متن
٢٠٦ ص
(١٣٤)
برهان دیگر بر توحید واجب الوجود
٢٠٧ ص
(١٣٥)
ادامه بحث در ملاکهای تشخص و تمایز
٢٠٧ ص
(١٣٦)
چرا فرض دو واجب متغایر به تمام ذات در کلام شیخ نیامده است؟
٢٠٩ ص
(١٣٧)
شبهه ابن کمونه
٢٠٩ ص
(١٣٨)
جواب این شبهه
٢١٠ ص
(١٣٩)
ادامه بحث در ادلّه توحید
٢١٨ ص
(١٤٠)
دنباله ملاکهای مغایرت
٢١٨ ص
(١٤١)
ادامه بحث در فرض دو واجب الوجود متغایر به تمام ذات
٢١٩ ص
(١٤٢)
بیان شیخ در وجوه مختلف تعدد واجب الوجود
٢٢٠ ص
(١٤٣)
آیا تفاوت و تمایز به فصلهای عدمی ممکن است؟
٢٢٢ ص
(١٤٤)
فرض دو واجب الوجود که امتیازشان به دو فصل وجودی باشد
٢٢٤ ص
(١٤٥)
هر ایجابی مستلزم سلبهای متعدد است
٢٢٤ ص
(١٤٦)
اثبات یک امر ایجابی همواره مستلزم نفی یک امر ایجابی نیست
٢٢٦ ص
(١٤٧)
سلب یک امر، نیاز به مناط وجودی مستقل در شئ ندارد
٢٢٧ ص
(١٤٨)
بیان دیگر شیخ در رد این وجه
٢٢٨ ص
(١٤٩)
تفاوت جنس و فصل با عرض عام و خاص
٢٢٨ ص
(١٥٠)
رابطه فصل و جنس
٢٢٩ ص
(١٥١)
رابطه فصل و نوع
٢٢٩ ص
(١٥٢)
شرح و توضیح متن
٢٣٣ ص
(١٥٣)
فصل ششم ادامه بحث در صفات واجب الوجود
٢٣٩ ص
(١٥٤)
واجب الوجود موجود فوق تمام است
٢٣٩ ص
(١٥٥)
موجود ناقص
٢٣٩ ص
(١٥٦)
موجود مکتفی بذاته
٢٤٠ ص
(١٥٧)
دو جنبه ای بودن انسان در کسب کمالات
٢٤٠ ص
(١٥٨)
موجود تمام
٢٤٢ ص
(١٥٩)
موجود فوق تمام
٢٤٢ ص
(١٦٠)
واجب الوجود خیر محض است
٢٤٢ ص
(١٦١)
معنای خیر و شر
٢٤٣ ص
(١٦٢)
خیر به وجود برمی گردد و شر به عدم
٢٤٥ ص
(١٦٣)
واجب الوجود چون افاده کننده خیر است نیز خیر است
٢٤٧ ص
(١٦٤)
واجب الوجود حق است
٢٤٨ ص
(١٦٥)
حق یعنی واقعیت و وجود
٢٤٨ ص
(١٦٦)
دو معنای حق
٢٤٩ ص
(١٦٧)
الف واقعیت داشتن
٢٤٩ ص
(١٦٨)
ب حق به معنای تصدیق ذهنی
٢٥٠ ص
(١٦٩)
شرح و توضیح متن
٢٥١ ص
(١٧٠)
واجب الوجود عقل محض است
٢٦٠ ص
(١٧١)
عقل محض یعنی چه؟
٢٦٠ ص
(١٧٢)
منشأ پیدایش این اصطلاح
٢٦١ ص
(١٧٣)
ذات واجب الوجود « خودآگاه » است
٢٦٢ ص
(١٧٤)
دلیل بر اینکه واجب الوجود آگاه به ذات خود است
٢٦٢ ص
(١٧٥)
مناط علم حضور است و مناط جهل غیبت
٢٦٣ ص
(١٧٦)
لازمه عالم جسمانی غیبت است
٢٦٣ ص
(١٧٧)
در ذات واجب الوجود، عاقل و معقول یکی است
٢٦٦ ص
(١٧٨)
صرف اضافه اقتضای مغایرت ندارد
٢٦٧ ص
(١٧٩)
وحدت علم و عالم و معلوم در انسان
٢٦٨ ص
(١٨٠)
ادامه بحث در علم باری تعالی
٢٧٣ ص
(١٨١)
علم واجب تعالی به ذات خود
٢٧٣ ص
(١٨٢)
خودآگاهی یعنی چه؟
٢٧٤ ص
(١٨٣)
خودآگاهی به نحو علم حضوری است
٢٧٦ ص
(١٨٤)
موجود مادی خودش برای خودش حضور ندارد
٢٧٨ ص
(١٨٥)
موجود طبیعی با طرد خصلتهای عدمی به خودآگاهی می رسد
٢٨١ ص
(١٨٦)
علم حصولی به علم حضوری انسان به خود
٢٨١ ص
(١٨٧)
آیا علم حصولی به اشیاء ممکن است؟
٢٨٣ ص
(١٨٨)
چون واجب الوجود مجرد است عقل است
٢٨٥ ص
(١٨٩)
طرح یک اشکال
٢٨٦ ص
(١٩٠)
شرح و توضیح متن
٢٩١ ص
(١٩١)
اصطلاحات مختلف مراتب عقل
٢٩٣ ص
(١٩٢)
عقل بالقوّه
٢٩٣ ص
(١٩٣)
عقل بالملکه
٢٩٣ ص
(١٩٤)
عقل بالفعل
٢٩٣ ص
(١٩٥)
عقل بالمستفاد
٢٩٤ ص
(١٩٦)
نظریه مراتب داشتن عقل با نظر افلاطون که علم تذکر است تفاوت دارد
٢٩٥ ص
(١٩٧)
نظریه مراتب داشتن عقل بر مبنای قوه و فعل ارسطوست
٢٩٦ ص
(١٩٨)
تفاوت نظریه مراتب عقل با نظریات روانشناسی امروز
٢٩٧ ص
(١٩٩)
اتحاد عاقل و معقول
٣٠٠ ص
(٢٠٠)
از خود بیگانگی
٣٠٢ ص
(٢٠١)
ادامه بحث در باره علم واجب به ذات
٣٠٤ ص
(٢٠٢)
علم از سنخ ماهیات نیست، وجود است
٣٠٤ ص
(٢٠٣)
پیدایش مسأله علم حضوری و علم حصولی
٣٠٧ ص
(٢٠٤)
ایراد مطرح شده بر نظریه اتحاد عاقل و معقول
٣٠٨ ص
(٢٠٥)
جواب شیخ بر ایراد وارده بر اتحاد عاقل و معقول در ذات حق تعالی
٣٠٩ ص
(٢٠٦)
مغایرت مفاهیم در بحث « علیت » به معنی مغایرت در وجود نیست
٣١٠ ص
(٢٠٧)
مفهوم مشتق به معنی مرکب بودن آن نیست
٣١٢ ص
(٢٠٨)
شرح و توضیح متن
٣١٣ ص
(٢٠٩)
علم واجب الوجود به ماسواه
٣١٧ ص
(٢١٠)
علم فعلی و علم انفعالی
٣١٧ ص
(٢١١)
علم واجب تعالی به اشیاء علم فعلی است
٣١٨ ص
(٢١٢)
برهان انّی بر علم واجب الوجود به ماسوی
٣١٩ ص
(٢١٣)
علم مع المعلوم و علم قبل المعلوم
٣٢٠ ص
(٢١٤)
نظر شیخ اشراق در علم « مجرد » به فعل خود
٣٢١ ص
(٢١٥)
عالَم مرتبه ای از علم خداوند است
٣٢٢ ص
(٢١٦)
مراتب داشتن علم پروردگار
٣٢٤ ص
(٢١٧)
علم قبل از معلوم پروردگار به اشیاء
٣٢٥ ص
(٢١٨)
روش بوعلی در تبیین علم واجب به ماسوی
٣٢٥ ص
(٢١٩)
تفاوت بیان بوعلی و شیخ اشراق در علم واجب به غیر
٣٢٦ ص
(٢٢٠)
علم ارتسامی واجب به اشیاء
٣٢٧ ص
(٢٢١)
علم واجب تعالی به جزئیات زمانی
٣٢٩ ص
(٢٢٢)
طرح اشکال
٣٢٩ ص
(٢٢٣)
بیان بوعلی در پاسخ به این اشکال
٣٣٠ ص
(٢٢٤)
علم به جزئی به نحو کلی
٣٣٠ ص
(٢٢٥)
علم حق تعالی به جزئیات به نحو کلی است
٣٣١ ص
(٢٢٦)
شرح و توضیح متن
٣٣٢ ص
(٢٢٧)
بیان خواجه در ادامه نظر شیخ
٣٣٢ ص
(٢٢٨)
فصل هفتم نسبت معقولات با واجب الوجود
٣٣٦ ص
(٢٢٩)
نسبت معقولات با واجب الوجود
٣٣٦ ص
(٢٣٠)
زمینه های بحث
٣٣٧ ص
(٢٣١)
1 آیا علم حق تعالی از طریق تفکر است؟
٣٣٧ ص
(٢٣٢)
2 آیا علم حق تعالی به اشیاء به تبع صورتهای حالّ در اوست؟
٣٣٧ ص
(٢٣٣)
علم باری به اشیاء به نحو عقل بسیط است
٣٣٨ ص
(٢٣٤)
عقل بسیط اجمالی، خلّاق صور تفصیلیه
٣٣٨ ص
(٢٣٥)
قیام صدوری صور علمیه حق تعالی به ذات او
٣٤٢ ص
(٢٣٦)
تفاوت نظر شیخ و ملا صدرا در قیام صور حسیه به نفس
٣٤٢ ص
(٢٣٧)
علم واجب تعالی علم فعلی است
٣٤٣ ص
(٢٣٨)
آفرینندگی انسان از علم فعلی است
٣٤٣ ص
(٢٣٩)
شرح و توضیح متن
٣٤٦ ص
(٢٤٠)
حق تعالی عاشق ذات خود و ماسوی است
٣٤٩ ص
(٢٤١)
وجود مساوی عشق است
٣٥٠ ص
(٢٤٢)
نظام علمی و نظام عینی موجودات
٣٥٢ ص
(٢٤٣)
نظام علمی موجودات و نحوه قیام آن به واجب
٣٥٣ ص
(٢٤٤)
سه فرضیه شیخ در باره نظام علمی
٣٥٣ ص
(٢٤٥)
فرضیه اول صور علمی لازم ذات حق تعالی است
٣٥٤ ص
(٢٤٦)
فرضیه دوم صور علمی از قبیل صور مفارقه مجرده است
٣٥٤ ص
(٢٤٧)
فرضیه سوم صور علمی در ذات شاعر بالذاتی مرتسم است
٣٥٥ ص
(٢٤٨)
بیان شیخ اشراق در علم حضوری واجب تعالی به اشیاء
٣٥٧ ص
(٢٤٩)
آخرین قدم شیخ در نزدیکی به اتحاد عاقل و معقول در علم واجب به غیر
٣٦٠ ص
(٢٥٠)
مقایسه نظریه شیخ اشراق و شیخ الرئیس
٣٦٠ ص
(٢٥١)
شرح و توضیح متن
٣٦١ ص
(٢٥٢)
ادامه توضیح متن
٣٦٢ ص
(٢٥٣)
ادامه بحث در نظام علمی اشیا
٣٦٤ ص
(٢٥٤)
مجردات کتاب وجودند
٣٦٤ ص
(٢٥٥)
طرح یک اشکال
٣٦٥ ص
(٢٥٦)
اراده از صفات ذات حق تعالی است
٣٦٥ ص
(٢٥٧)
اراده چیست؟
٣٦٦ ص
(٢٥٨)
قدرت در حق تعالی
٣٦٧ ص
(٢٥٩)
حیات در حق تعالی
٣٦٨ ص
(٢٦٠)
وحدت صفات در حق تعالی
٣٦٨ ص
(٢٦١)
متن
٣٦٩ ص
(٢٦٢)
مقاله نهم در صدور أشیاء از تدبیر اول و معاد به سوی او
٣٧٣ ص
(٢٦٣)
فصل اول در صفت فاعلی مبدأ اوّل
٣٧٣ ص
(٢٦٤)
کیفیت صدور اشیاء از واجب الوجود
٣٧٣ ص
(٢٦٥)
مقدمه
٣٧٣ ص
(٢٦٦)
اثبات محرک اول
٣٧٤ ص
(٢٦٧)
مسأله محرک اول مبتنی بر چند مقدمه است
٣٧٤ ص
(٢٦٨)
مقدمه اول
٣٧٤ ص
(٢٦٩)
مقدمه دوم
٣٧٤ ص
(٢٧٠)
مقدمه سوم
٣٧٤ ص
(٢٧١)
مقدمه چهارم
٣٧٥ ص
(٢٧٢)
واجب الوجود بالذات واجب من جمیع الجهات و الحیثیات است
٣٧٥ ص
(٢٧٣)
ربط حادث به قدیم چگونه است؟
٣٧٦ ص
(٢٧٤)
ربط حادث به قدیم مسأله همه فلسفه هاست
٣٧٧ ص
(٢٧٥)
نظر الهیون در ربط حادث به قدیم
٣٧٨ ص
(٢٧٦)
حرکت، رابط حادث با قدیم است
٣٧٨ ص
(٢٧٧)
شرح و توضیح متن
٣٧٩ ص
(٢٧٨)
او واحد من جمیع الجهات است
٣٨٠ ص
(٢٧٩)
تفاوت « واحد » و « احد »
٣٨١ ص
(٢٨٠)
وجوب من جمیع الجهات با اختیار منافات ندارد
٣٨٢ ص
(٢٨١)
ادامه بحث ربط حادث به قدیم
٣٨٧ ص
(٢٨٢)
نظر فلاسفه در ربط حادث به قدیم
٣٨٨ ص
(٢٨٣)
نظرات متکلمین در ربط حادث به قدیم
٣٩٠ ص
(٢٨٤)
متن
٣٩١ ص
(٢٨٥)
فصل ششم
٣٩٢ ص
(٢٨٦)
عنایت کیفیت دخول شر در قضای الهی
٣٩٢ ص
(٢٨٧)
عنایت و حکمت خداوند
٣٩٢ ص
(٢٨٨)
مقدمه
٣٩٢ ص
(٢٨٩)
معنی « عنایت »
٣٩٣ ص
(٢٩٠)
معنی « حکمت »
٣٩٤ ص
(٢٩١)
مواضع فلاسفه قدیم و جدید در مسأله عنایت و حکمت و شر
٣٩٥ ص
(٢٩٢)
اشکال هیوم بر حکمت و عنایت الهی
٣٩٦ ص
(٢٩٣)
تفاوت حکمت در خداوند و حکمت در انسان
٣٩٧ ص
(٢٩٤)
انسان حکیم
٣٩٨ ص
(٢٩٥)
برداشت فلاسفه غرب از حکمت خداوند
٣٩٩ ص
(٢٩٦)
طرح صحیح حکمت خداوند خدا فاعل بالقصد نیست
٤٠٠ ص
(٢٩٧)
عالی، التفات به سافل پیدا نمی کند
٤٠٠ ص
(٢٩٨)
طرح یک اشکال
٤٠١ ص
(٢٩٩)
جواب
٤٠١ ص
(٣٠٠)
تصویر نظام حکیمانه عالم در نزد حکمای اسلامی
٤٠٢ ص
(٣٠١)
همه اشیاء غایت دارند و عاشق غایات خود هستند
٤٠٣ ص
(٣٠٢)
غایت و معشوق همه اشیاء خداوند است
٤٠٣ ص
(٣٠٣)
ادامه بحث در حکمت و عنایت حق تعالی
٤٠٦ ص
(٣٠٤)
بررسی مجدد معنی حکمت و عنایت
٤٠٦ ص
(٣٠٥)
معنی « حکمت » در اصطلاح حکمت نظری و حکمت عملی
٤٠٨ ص
(٣٠٦)
حکیم بودن خداوند در فعل و نظر
٤٠٩ ص
(٣٠٧)
تعریف کلامی حکمت
٤١٠ ص
(٣٠٨)
بررسی تعریف کلامی « حکمت »
٤١١ ص
(٣٠٩)
نظر متکلمین در آیه « لا یسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ »
٤١٣ ص
(٣١٠)
نظر اشاعره
٤١٤ ص
(٣١١)
نظر معتزله
٤١٤ ص
(٣١٢)
وجه دیگری در تفسیر آیه این آیه ناظر به مسأله عدل و ظلم است
٤١٥ ص
(٣١٣)
نظر علامه طباطبائی ( ره ) درباره آیه « لا یسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ »
٤١٧ ص
(٣١٤)
ادامه بحث در حکمت و عنایت حق تعالی
٤١٩ ص
(٣١٥)
یادآوری نظر اشاعره
٤١٩ ص
(٣١٦)
یادآوری نظر معتزله
٤٢١ ص
(٣١٧)
نظریه حکما تفکیک میان غرض فعل و غرض فاعل
٤٢٢ ص
(٣١٨)
تأثیر متقابل میان انسان و فعل او
٤٢٢ ص
(٣١٩)
تأثیر متقابل میان فاعل و غایت فاعل
٤٢٣ ص
(٣٢٠)
بیان دیگری از نظر فلاسفه در حکمت خداوند
٤٢٥ ص
(٣٢١)
تأثیر آراء متکلمین در فلسفه اسلامی
٤٢٥ ص
(٣٢٢)
کمال یابی انسان و استخدام اشیاء
٤٢٦ ص
(٣٢٣)
غایت داشتن انسان و تأثیر آن در شیوه تعلیم و تربیت
٤٢٧ ص
(٣٢٤)
بیان صحیح غرض داشتن خداوند از فعل خود
٤٣٠ ص
(٣٢٥)
بیان دیگری از تصور فلاسفه غرب از حکمت خداوند
٤٣٢ ص
(٣٢٦)
بررسی بیان علامه طباطبائی ( ره ) ذیل آیه « لایسْئَلُ »
٤٣٦ ص
(٣٢٧)
علامه طباطبائی ( ره ) چون خداوند مالک مطلق است از فعل او سؤال نمی شود
٤٣٧ ص
(٣٢٨)
مرحوم علامه بهتر است که آیه مقید به مالکیت یا حکمت نشود
٤٣٨ ص
(٣٢٩)
بیان مرحوم علامه در معنی « حکمت » ذیل سوره انبیاء
٤٣٩ ص
(٣٣٠)
بیان دیگر علامه ( ره ) از « حکمت خداوند » ذیل سوره اعراف
٤٤٢ ص
(٣٣١)
بررسی بیان علامه ذیل سوره اعراف
٤٤٤ ص
(٣٣٢)
بررسی بیان علامه ( ره ) ذیل سوره انبیاء
٤٤٤ ص
(٣٣٣)
بررسی اشکالات هیوم بر برهان نظم
٤٥٣ ص
(٣٣٤)
رابطه بحث حکمت الهی و برهان نظم
٤٥٤ ص
(٣٣٥)
هیوم، فیلسوف حسی دوران اخیر
٤٥٥ ص
(٣٣٦)
تقریر نظر هیوم در مخدوش بودن دلیل نظم
٤٥٦ ص
(٣٣٧)
اشکال اول هیوم بر برهان نظم
٤٥٧ ص
(٣٣٨)
اشکال دوم
٤٥٩ ص
(٣٣٩)
اشکال سوم
٤٦٠ ص
(٣٤٠)
اشکال چهارم
٤٦٠ ص
(٣٤١)
اشکال پنجم
٤٦١ ص
(٣٤٢)
اشکال ششم
٤٦١ ص
(٣٤٣)
اشکال هفتم
٤٦١ ص
(٣٤٤)
رد اشکالات هیوم
٤٦٢ ص
(٣٤٥)
فعل حکیمانه انسان شبیه به فعل خدا نیست
٤٦٢ ص
(٣٤٦)
برهان نظم ما را به افق ماوراء الطبیعه می رساند، نه بالاتر
٤٦٦ ص
(٣٤٧)
اشکال هشتم هیوم
٤٦٩ ص
(٣٤٨)
برهان نظم را چگونه می توان برهانی تجربی دانست؟
٤٧٠ ص
(٣٤٩)
برهان نظم برهانی است مرکب از تجربه و عقل
٤٧٠ ص
(٣٥٠)
برهان نظم تجربه شئ است برای علت غائی آن
٤٧١ ص
(٣٥١)
ادامه بررسی اشکالات وارده بر برهان نظم
٤٧٣ ص
(٣٥٢)
آیا نظم یک امر نسبی است؟
٤٧٣ ص
(٣٥٣)
تعریف « نظم » در ارتباط با علت غائی است
٤٧٤ ص
(٣٥٤)
تفاوت بینش حکمای اسلامی و فلاسفه مادی نسبت به نظم عالم
٤٧٧ ص
(٣٥٥)
غائیت و هدفداری اساس تکامل موجودات است
٤٧٨ ص
(٣٥٦)
اشکال دیگر تغییرات تدریجی عالم و تصادفی بودن نظم
٤٨٠ ص
(٣٥٧)
تأثیر نظریه داروین در برهان نظم
٤٨٣ ص
(٣٥٨)
فرضیه داروین و نظریه احتمالی بودن نظم عالم
٤٨٣ ص
(٣٥٩)
نظریه داروین و غایت داشتن موجودات
٤٨٣ ص
(٣٦٠)
متن
٤٨٦ ص
(٣٦١)
کیفیت دخول شر در قضای الهی
٤٨٧ ص
(٣٦٢)
تعریف « شر »
٤٨٧ ص
(٣٦٣)
موارد استعمال لفظ « شر »
٤٨٧ ص
(٣٦٤)
شرور، امور عدمی هستند و یا منشأ عدم می شوند
٤٨٩ ص
(٣٦٥)
اقسام موجوداتی که منشأ عدمند
٤٩٠ ص
(٣٦٦)
منشأ تفکر ثنوی، وجود اشیائی است که موجب عدمند
٤٩١ ص
(٣٦٧)
هستیها به دو دسته خیر و شر تقسیم نمی شوند
٤٩٢ ص
(٣٦٨)
تلازم خیرات با شرور
٤٩٣ ص
(٣٦٩)
ترتب خیرات و مصالح بر شرور
٤٩٤ ص
(٣٧٠)
شر از « ماده » برمی خیزد
٤٩٥ ص
(٣٧١)
چون اثرپذیری در عالم مادیات هست شر هم هست
٤٩٥ ص
(٣٧٢)
شرح و توضیح متن
٤٩٦ ص
(٣٧٣)
مطلق و نسبی بودن خیر و شر
٤٩٩ ص
(٣٧٤)
موقعیت شرور در نظام کلی عالم
٥٠١ ص
(٣٧٥)
مروری بر مطالب درس گذشته
٥٠١ ص
(٣٧٦)
اشیاء از طبایع خودشان تخلف نمی کنند
٥٠٢ ص
(٣٧٧)
تفاوت نظام کلی با نظام جزئی موجودات
٥٠٢ ص
(٣٧٨)
ارزش، حقیقت و واقعیت
٥٠٤ ص
(٣٧٩)
آیا نظام موجود عالم همان نظام ارزشمند است؟
٥٠٤ ص
(٣٨٠)
ارزشها مربوط به نظام جزئی و عمل انسان است
٥٠٦ ص
(٣٨١)
تفکیک میان « واقعیت » و « ارزش » مربوط به حوزه عمل انسان است
٥٠٧ ص
(٣٨٢)
تصرف انسان در طبیعت به معنی تغییر در نظام کلی طبیعت نیست
٥٠٨ ص
(٣٨٣)
معجزه و خرق عادت تصرف در نظام جزئی است
٥٠٩ ص
(٣٨٤)
توضیح دیگری در باره تلازم خیرات و مصالح با شرور
٥١١ ص
(٣٨٥)
نسبیت شرور
٥١٢ ص
(٣٨٦)
اشیاء در وجود لغیره و اضافی خود ممکن است شر واقع شوند
٥١٣ ص
(٣٨٧)
شرح و توضیح متن
٥١٣ ص
(٣٨٨)
در میان اعدام، عدمِ ملکه شر است
٥١٤ ص
(٣٨٩)
تفاوت عدم مضاف وعدم ملکه
٥١٤ ص
(٣٩٠)
ادامه بحث شرور
٥١٧ ص
(٣٩١)
یادآوری درس گذشته
٥١٧ ص
(٣٩٢)
شرح و توضیح متن
٥١٨ ص
(٣٩٣)
شرور متوجه افراد است نه انواع
٥٢٤ ص
(٣٩٤)
اگر هدف طبیعت فرد باشد اخلاق قابل توجیه نیست
٥٢٥ ص
(٣٩٥)
شر حقیقی اقلیت افراد یک نوع را می گیرد
٥٢٧ ص
(٣٩٦)
شری که شامل اکثریت افراد یک نوع می شود
٥٢٧ ص
(٣٩٧)
عدم بعضی از کمالات، شامل اکثر افراد یک نوع می شود
٥٣١ ص
(٣٩٨)
شرح و توضیح متن
٥٣١ ص
(٣٩٩)
شری که شامل اکثریت افراد می گردد مقتضای طبیعت نوع نیست
٥٣٢ ص
(٤٠٠)
بعضی از تفاوت استعدادها برای تقسیم کار اجتماعی است
٥٣٢ ص
(٤٠١)
طرح یک اشکال و پاسخ آن
٥٣٩ ص
(٤٠٢)
شریت اخلاق و اعتقادات فاسده
٥٤٦ ص
(٤٠٣)
شر بالعرض مقضی بالذات است و شر بالذات مقضی بالعرض
٥٤٦ ص
(٤٠٤)
تحلیل شروری که موجب شقاوتند
٥٤٨ ص
(٤٠٥)
بعضی از اعتقادات و اخلاق فاسده، عدمی محض هستند
٥٤٩ ص
(٤٠٦)
اعتقادات و اخلاق فاسده وجودی مقضی بالذات هستند
٥٥٠ ص
(٤٠٧)
کفر و اخلاق فاسده از لوازم نظام عالم مادی هستند
٥٥٠ ص
(٤٠٨)
تحلیل اعتقادات و اخلاق فاسده ای که بالذات مقضی قضای الهی هستند
٥٥١ ص
(٤٠٩)
عالم یک واحد تجزیه ناپذیر است
٥٥١ ص
(٤١٠)
اصل وابستگی همه اشیاء عالم به همدیگر
٥٥٢ ص
(٤١١)
وابستگی اشیاء در نظام طولی و عرضی به همدیگر
٥٥٣ ص
(٤١٢)
نظامِ به هم پیوسته و واحد عالم در تعابیر قرآن و روایات
٥٥٤ ص
(٤١٣)
متن
٥٥٦ ص
 
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص

مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٧ - بررسی بیان علامه ( ره ) ذیل سوره انبیاء

قیامت است میگوید چون خلقت آسمان و زمین به حق است، حتماً دار آخرتی و بازگشت به خداوند هست. اگر عبث فرض نداشته باشد این دیگر معنی ندارد.

معنای این آیات این است که قرآن میفرماید از باب اینکه عبث در فعل خدا نیست شما استدلال کنید به این امر که پس غایتی هست، نه اینکه چون فعل خداست. اگر چنین باشد، آیا وقتی که کسی بگوید قیامتی نیست، معنایش این میشود که این عالم فعل خدا نیست؟ نه، باز هم این عالم فعل خداست. پس [بنا بر بیان ایشان] اگر کسی گفت قیامتی و حشری نیست، باز هم منکر حکمت نشده، چون منکر فعل خدا نشده، فقط میگوید قیامت وجود ندارد؛ این موجودات هم که خدا خلق کرده فعل خداست؛ و حال آنکه خداوند از فعل حاضری بر فعل غایبی استدلال میکند، از شهادت بر غیبت استدلال میکند، از مقدمه به نتیجه استدلال میکند.

از ایشان ممکن است سؤال دیگری را بپرسیم، بگوییم که حکما سخنی دارند که میگویند «لیس فیالإمکان أبدع ممّا کان» [١] فاضلتر از آنچه وجود دارد محال است، فقط خیالی است که انسان میکند. کاملتر از آنچه وجود دارد و وجود خواهد داشت، با جمیع نظامات آن، محال است، فقط توهمی است که ذهن بشر میکند.

یک سؤال دیگر از ایشان میکنیم، میپرسیم: همانطور که لیس فیالإمکان أفضل ممّا کان، آیا لیس فی الإمکان أدنی ممّا کان؟ آیا محال است که از آنچه وجود دارد دانیتر وجود داشته باشد؟ امر ممتنعی که نیست؟ مثلًا اشیاء خلق بشوند در حالی که مستعد رسیدن به یک کمالاتی هستند. برای آنها رسیدن به این کمالات ممکن است، ولی فی حد ذاته رسیدن به این کمالات واجب نیست. به افاضه حق وجوب پیدا میشود، و الّا فی حد ذاته به کمال نمیرسند. آیا مثلًا خلق نشدن من فی حد ذاته محال بود؟ یا اینکه فی حد ذاته محال نبود؟ بنابراین مسأله «ایصال الأشیاء إلی غایاتها حکمةٌ» به این معناست که عالم نظامی دارد و این نظام، نظام غائی است.

هر ذرهای از ذرات عالم متوجه به سوی کمال خودش است. از ناحیه اشیاء نسبتشان به کمالاتشان امکان است، و از ناحیه ذات حق وجوب است؛ یعنی ذات حق کمالات ممکن آنها را به آنها افاضه میکند.


[١]. سؤال: این کلام از غزالی نیست؟

استاد: تعبیر شاید از غزالی باشد، ولی اصل مطلب از فلاسفه است.