مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٦ - یادآوری بیان ارسطو در « کون شی ء من شی ء »
میشود. این، به دو عنایت گفته شده است. در اینجا ما باید بیشتر به این جهت دوم توجه داشته باشیم. وقتی که میگویند تناهی علل مادی، منظور تناهی علل قابلی است؛ یعنی اگر ما یک شئ داشته باشیم که وجودش را تحلیل کنیم به قابل و مقبولی، و به اصطلاح فلاسفه به ماده و صورتی، به چیزی که فعلیت را به خود پذیرفته و حالت پذیرفتگی به خود دارد و چیزی که ملاک فعلیت شئ است، ممکن است آن قابل هم باز تحلیل شود به قابل و مقبول دیگری؛ یعنی در عین حال که آن قابل نسبت به این مقبول قابل است، خودش تحلیل بشود به مجموعی از یک قابل و یک مقبول. ممکن است قابلِ آن قابل هم باز در مرتبه خودش مجموعه مرکبی باشد از یک قابل و مقبولی. البته دیگر فلسفه تعیین نمیکند که این سلسله چقدر میتواند باشد، ده مرتبه، بیست مرتبه؛ این، کار فلسفه نیست. ولی فلسفه میگوید که سلسله این قابلها باید در نهایت امر به یک قابلی منتهی شود که آن فقط قابل باشد و مقبول نباشد. آن قابلی که فقط قابل است و دیگر مرکب از قوه و فعل نیست، آن صرف قوه محض است که فلاسفه اسم آن را «هیولای اولی» میگذارند. پس معنی تناهی علل قابلی در اصطلاح فلسفه این است. نظیر آن اشتباهی که در تناهی علل فاعلی میشود و معدّات را علل فاعلی میشمارند [در اینجا هم رخ میدهد]. مدعا چنین مطلبی است و اثبات این مدعا خیلی آسان است که قبلًا هم اشارهای به این مطلب شد.
یادآوری بیان ارسطو در « کون شی ء من شی ء »
ولی شیخ در اینجا از بحث خارج میشود به مناسبت اینکه بحث داغی روی بیان ارسطو در این مورد بوده است. به بیان ارسطو ایرادهایی گرفتهاند و شیخ میخواهد بگوید که بیان ارسطو را میشود به گونهای توجیه کرد که ایراد وارد نباشد. آنگاه به نقل بیان ارسطو و ایرادهایی که مطرح شده میپردازد و در آخر در صدد توجیه و تفسیر بیان برمیآید به شکلی که آن ایرادها هیچکدام وارد نباشد. در جلسه پیش اجمالًا گفتیم که ارسطو مطلب را در مقاله «الالف الصغری» آورده است. در این مقاله وقتی که خواسته در باب علل قابلی بحث کند تعبیری داشته که ترجمه عربی آن «کون شیء من شیء» است، یعنی وجود چیزی از چیز دیگر. کلمه «مِن» در اصطلاح فلسفی خود در این عبارت اشاره به قابل دارد. پس «کون شیء من شیء»