مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٢٨ - غایت داشتن انسان و تأثیر آن در شیوه تعلیم و تربیت
جوری تربیت کرد که او به غایات خودش برسد؛ یعنی استعدادهای انسان را بشناسیم و آن استعدادها را در او پرورش بدهیم. این میشود تربیت صحیح؛ یعنی بر اساس شناخت فطرت او تمام استعدادها را هماهنگ با فطرت او پرورش دهیم.
روش دیگر این است که میگوید انسان را به صورتی باید پرورش دهیم که به اصطلاح به درد اجتماع بخورد. این در نهایت به این معنی است که به درد انسانهای دیگر بخورد؛ یعنی این انسان میشود مصنوع برای انسانهای دیگر. این خیلی مسأله مهمی در تعلیم و تربیت است. اگر این نظر را بپذیریم که انسانها را باید جوری تربیت کرد که به درد جامعه بخورند، گاهی تضادی در اینجا برقرار میشود، به این صورت که خودش میخواهد به کمال خودش برسد و در نتیجه به درد جامعهای که مربیان میخواهند نمیخورد. این مسألهای است که الآن درمورد آن گیر کردهاند.
گاهی باید انسان را ناقص کرد تا به درد جامعه بخورد. در این صورت است که میبینید خودش را ساقط کرده است. مثلا فکر میکنیم که جامعه احتیاج به جلّاد دارد. جلّاد یعنی چه؟ یعنی آدمی که هر وقت جامعه به او گفت این طناب را به گلوی این شخص بینداز، اطاعت کند. عواطف و اراده و اختیار و همه چیز را باید در وجود چنین شخصی کشت تا به درد این جامعه بخورد. اما از نظر خود او، تا او را ناقص نکنیم جلّاد نمیشود. اگر بخواهیم به او علم و آگاهی و فهم و درک بدهیم به درد این کار نمیخورد.
آن وقت این مسأله مطرح میشود که آیا در واقع امر یک چنین تضاد غیر قابل حلی وجود دارد؟ یا نه، ما جامعه فطری داریم بر اساس انسان فطری. در اینجا آن مسأله که آیا انسان مدنی بالطبع است و یا نیست، مطرح میشود. میتوان فرد را طوری پرورش داد که هم استعدادهای فردیاش پرورش پیدا کند و هم در عین حال برای جامعه مفید باشد. بهترین نظام اجتماعی آن نظامی است که بر ضد نظام کمالی فرد نباشد. این نظام یک فرمول عملی دارد. این مثال را که بیشتر در آن مباحث «تعلیم و تربیت» استفاده کردهایم در اینجا میآورم: گوسفند را که یک موجود جاندار هم هست در نظر میگیریم. یک وقت است که مالک گوسفند کمال خود گوسفند را در نظر گرفته و میخواهد آن را پرورش دهد.
یک وقت هم هست که ارزش گوسفند را برای خودش در نظر گرفته است [که] برای اینکه برای او سودمند باشد این گوسفند را چگونه باید پرورش داد. اگر گوسفند نر