مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٤ - جواب این شبهه
که زوجیت را از اثنین انتزاع میکنیم. مثلًا عدد ١٠ جفت است. جفت بودن عدد ١٠ به این معنی نیست که عدد ١٠ در ذات خودش میتواند جفت باشد و میتواند طاق باشد، ولی جفت بودن را به او دادهاند و اعطا کردهاند، بلکه به این معنی است که جفت بودن از حاقّ عدد ١٠ انتزاع میشود؛ یعنی محال است که عدد ١٠ باشد و جفت نباشد، محال است که عدد ١٠ عدد ١٠ باشد و جفت نباشد؛ یعنی این جفت بودن یک معنی است که از همان ذات ١٠ انتزاع میشود. لازم نیست چیزی ضمیمه ١٠ شود تا جفت بودن بر آن حمل گردد. همان خود ذات ١٠ بودن کافی است که این انتزاع بشود. از این جهت سخن درستی هم هست.
میگویند در باب واجبالوجود هم اینجور است که موجودیت برای او همان نسبت را دارد که جفت بودن برای عدد ١٠ دارد. همانطور که ماهیت عدد ١٠ برای انتزاع جفت بودن کافی است، در واجبالوجود هم، همان ماهیتی که البته برای ما مجهولالکنه است، همان ذات برای انتزاع موجودیت کافی است. پس فرق بین ذات واجبالوجود و غیر ذات واجبالوجود این است که غیر ذات واجبالوجود ذاتی است که موجود بودن عارض بر اوست؛ همان طور که مثلًا اگر ده گردو داشته باشیم و نسبت جفت بودن را به گردوها بدهیم و بگوییم این گردوها جفت هستند نه طاق، [این جفت بودن عارض گردوهاست.] لازمه ذات گردو از آن جهت که گردوست این نیست که جفت باشد. گردو میتواند طاق باشد و میتواند جفت باشد. ولی این گردوها در اینجا به علل خاصی جفت هستند؛ چرا؟ چون در اینجا دهتا گردوست؟
چرا دهتاست؟ این هم خودش یک علتی دارد. پس جفت بودن برای گردو امری عارضی است و معلل به علل خارجی میباشد. ولی جفت بودن برای خود عدد ١٠ ذاتی آن میباشد؛ این دیگر علت خارجی ندارد. آنها میگویند موجودیت برای حقتعالی نظیر جفت بودن است برای عدد ١٠، ولی موجودیت برای غیر او نظیر جفت بودن برای گردوست. این حرفی است که آنها میزنند. این حرف را البته ما قبول نداریم، به جهت آن بیانی که در باب انتزاع موجودیت میگویند و آن این است که موجودیت از هیچ چیزی غیر از وجود انتزاع نمیشود. هر ماهیتی را که ما بخواهیم در نظر بگیریم، محال است که به نحوی باشد که موجودیت از حاق ذاتش انتزاع شود. موجودیت جز از وجود و حقیقت وجود از چیز دیگری انتزاع نمیشود.
پس این نزاع یک نزاع مبنائی است که ما این حرف را قبول نداریم. ولی اگر ما از