مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٦ - شرح و توضیح متن
منزله جنس است برای این امور مختلف الحقیقه، پس باید در فصل با یکدیگر اختلاف داشته باشند؛ در یک چیزی باید با یکدیگر اختلاف داشته باشند که ما اسم آن چیز را «فصل» میگذاریم. حالا آن چیزی که مابهالاختلاف است، یا در هر دو امر عدمی است، یعنی ذات هر دو فقط وجوب وجود است لیس إلّا، یا در هر دو امر وجودی است، یا در یکی وجودی است و در دیگری عدمی.
اگر در هر دو امر عدمی باشد، پس چرا گفته میشود که اینها با یکدیگر در حقیقت اختلاف دارند؟ حقیقت این وجوب وجود است، حقیقت آن هم وجوب وجود است؛ پس اینها در چیزی با هم اختلاف ندارند.
اگر یکی وجودی است و دیگری عدمی، بیان دیگری دارد. آن وقت جوابش این است که این شبیه به همان مثال دو خط میشود. گفتیم که یک خط نیممتری و یک خط یکمتری اختلافشان این است که آنچه خط نیممتری دارد خط یک متری هم دارد، [ولی آنچه خط یکمتری اضافه بر نیممتر دارد خط نیممتری ندارد.] فرقشان در نداشتن است؛ آنچه که یک متری دارد، نیممتری ندارد، ولی هرچه که نیممتری دارد، یکمتری هم دارد. این تقریباً از قبیل تشکیک میشود. شیخ میگوید: اگر از این قبیل باشد، [این سؤال را مطرح میکنیم] که آیا آن واجبالوجودی که وجه امتیازش امر عدمی است، وقتی تحقق پیدا کرد وجوب وجود هم تحقق پیدا کرده است یا نه؟ ناچار باید گفت تحقق پیدا کرده است. پس آنچه که در دیگری زیاده هست هیچ دخالتی در وجوب وجود ندارد.
چنانکه از خارج عرض کردیم، عدمْ تحصلی ندارد، مابازائی ندارد. اگر در یک چیزی امری نیست و نبودِ آن صدق میکند، چنین نیست که یک مابازاء داشته باشد.
وقتی میگوییم زید عمرو نیست، زید در زید بودن خود یک خصوصیات وجودی دارد که به آن ملاکها زید بودنش هست. اما عمرو نبودن و بکر نبودن او چنین نیست.
آن نیستها نیازی به ملاک جداگانهای از این هستی ندارد؛ [والّا] باید در یک چیز، غیرمتناهی معانی وجود داشته باشد؛ چون در هر چیزی هستیهای متناهی صادق است و نیستیهای غیرمتناهی؛ اگر بنا باشد که این نیستیها مابازاء داشته باشند، باید جنبههای یک شئ متناهی، غیرمتناهی باشد. در مقام مثال، مثل این است که یک شخص که امور دنیایی را به خود اختصاص داده است: فرش دارد، ملک دارد، اتومبیل دارد، هواپیما دارد، کشتی دارد؛ مابازاء همه اینها در خارج چیزهایی