مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٥ - آیا نظام موجود عالم همان نظام ارزشمند است؟
بگوید هر چه واقع شده است حداکثر ارزشی است که صورت گرفته است و به احسن مایمکن صورت گرفته است؟ حالا چه اینکه ما این را در زبان دین و اسلام بخواهیم بنگریم و چه در زبان خود فلاسفه. در خود اسلام میبینیم که قرآن فرموده است: الَّذی أَحْسَنَ کلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإنْسانِ مِنْ طینٍ [١].
قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی [٢].
این سخن را موسی علیه السلام در جواب فرعون میگوید، مع ذلک آیا خود فرعون را به عنوان یک ارزش تأیید میکند، یا به عنوان یک واقعیت میپذیرد؟ مگر خود قرآن از فرعون که کوس «انَا رَبُّکمُ اْلأَعْلی» [٣] میزد انتقاد نمیکند؟ بنابراین قرآن هم فرعون را به عنوان یک واقعیت تأیید میکند نه به عنوان یک ارزش.
آیا در دنیا یک نفر هست که آنچه را که در تاریخ وقوع پیدا کرده است و وقوع پیدا میکند، همه را واقعیت توأم با ارزش تلقی کند و بگوید بهترین شکل ممکنی که باید صورت بگیرد همیشه صورت گرفته است؟ نه. آیا مثلا ما حاضریم خلافت غیر امیرالمؤمنین را به این معنا حقیقت تلقی کنیم و بگوییم واقعیتی است توأم با حداکثر ارزش؟ بگوییم آنچه واقع شد همان است که باید واقع میشد؟ یا ما میگوییم آن چیزی که باید واقع میشد واقع نشد؟ خود فیلسوفان آیا از زمان خود شکایت نمیکنند؟ ملاصدرا میگوید: اکنون زمانی است که جَهَله مسلط شدهاند، علم چنین است، خودم چنین زندگی میکنم.
خود این شکایت مشخص میکند که او آنچه را که وجود دارد واقعیتهای توأم باارزش نمیداند.
آیا این مسأله تضاد دارد با این فکری که ما در اینجا تعقیب میکنیم؟ از یک طرف میگوییم که نظام عالم نظام احسن است، و از طرف دیگر میگوییم که شرور از خیرات غیر قابل انفکاک هستند.
[١]. سجده/ ٧.[٢]. طه/ ٥٠.[٣]. نازعات/ ٢٤.