مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٧ - بیان شیخ اشراق در علم حضوری واجب تعالی به اشیاء
استاد: سؤالتان در چه جهت است؟ آیا میخواهید بگویید پس این چطور مناط علم میتواند باشد؟ یا میخواهید بگویید لازم میآید علم حق تعالی به همه اشیاء در مرتبه ذات نباشد؟ این، سؤال دیگری است. جواب این سؤال این است که علم حق تعالی به اشیاء، در مرتبه ذات، علم اجمالی است نه علم تفصیلی؛ علم تفصیلی نمیتواند باشد. آنچه مسلّم و ضروری است این است که حق تعالی علم تفصیلی به همه اشیاء دارد؛ و باز مسلّم است که در مرتبه ذات هم علم به همه اشیاء دارد؛ ولی ما دلیلی نداریم که علم حق تعالی به همه اشیاء، در مرتبه ذات، علم تفصیلی باشد، و چنین چیزی محال است. علم حق تعالی به غیر خود، در مرتبه ذات، علم اجمالی است. ولی علم تفصیلی حق تعالی به اشیاء، در مرتبه زائد بر ذات است. البته بعد ملاصدرا میگوید علم تفصیلی به اشیاء هم در مرتبه ذات است. حالا چنین مطلبی برای ما ثابت است. اگر آن مطلب ثابت نشده بود ما از جای دیگری دلیل نداشتیم که بگوییم علم تفصیلی حق تعالی به همه اشیاء در مرتبه ذات است؛ یعنی این محذوری ایجاد نمیکند که غیر از این نتوانیم بگوییم. این هم یک نظریه.
پس از این شیخ در باره همین شقوق بیاناتی دارد. ما گفتیم که در کلمات شیخ هیچجا اسمی از علم حصولی و علم حضوری نیامده است، و در این امر بحثی نیست.
بیان شیخ اشراق در علم حضوری واجب تعالی به اشیاء
یک مطلب دیگر هم مسلّم است که در کلمات شیخ نیست و اساساً در فلسفه شیخ معنی آن حرف هم نیست؛ و آن مطلب این است که وجود عینی یک شئ عین وجود علمی آن باشد؛ یعنی قائل باشد که علم حضوری نه تنها در علم ذات به ذات، بلکه در علم ذات به معلولات ذات هم هست. این، مطلبی است که از زمان شیخ اشراق به بعد پیدا شده، یعنی شیخ اشراق بوده که این مطلب را تحقیق کرده و خیلی هم سخن خوب و حسابی است. این سخن بوده که نظریه شیخ را منسوخ کرده است.
او نه تنها میگوید نظریه شیخ ضرورتی ندارد، بلکه برهان اقامه کرده که سخن شیخ غلط است و باید هم به شکل [علم حضوری] باشد؛ و مخصوصاً خواجه آن سخن را به بهترین وجهی تقریر کرده است. اساساً ذات حق تعالی به دلیل این که حقیقتی مجرد است، هر چه را ایجاد کند، همان نفس وجود عینی او وجود علمی او هم