مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٣ - عقل بالفعل
اصطلاحات مختلف مراتب عقل
در اینجا اصطلاحی است که میگویند از حکمای اسکندریه است و از حکمای یونانی نیست، از اسکندر افریدوسی و حکمای دوره او نقل کردهاند، و آن اصطلاح مراتب عقل در انسان است. یک رساله کوچکی هم در عقل و معقول از او به عربی ترجمه شده است که همه آن رساله در اسفار در یک جا نقل شده است. فارابی هم همان بحثها را بعدها طرح کرده است.
عقل بالقوّه
اینها در مورد انسان میگویند که در انسان در ابتدا یک استعدادی هست که به حسب آن استعداد، امکان تعقل اشیاء را دارد؛ یعنی فعلیت تعقل در او نیست ولی امکان تعقل اشیاء در او هست. مثلًا میگویند که یک کودک در ابتدای تکوّن در حالی که به صورت جنین است، یا حتی در ابتدای تولد، عاقل است ولی عاقل بالقوه، یعنی در او استعداد تعقل وجود دارد. اما چنین استعدادی مثلًا در بذر گندم وجود ندارد. اسم این مرحله را «عقل بالقوه» یا مرحله «عقل هیولانی» میگذارند.
عقل بالملکه
و معتقدند که بعدها تدریجاً، در طول زمان، در اثر زیاد شدن تجارب کودک و وارد شدن محسوسات زیادی در ذهن او، ذهنش خود به خود رشد میکند، یعنی همان قوه خود به خود رشد میکند. اولین چیزی که بعد از وارد شدن یک سلسله محسوسات در ذهن برای عقل او فعلیت پیدا میکند بدیهیات اولیه است که اعم است از بدیهیات اولیه تصوریه و بدیهیات اولیه تصدیقیه. بدیهیات اولیه تصوریه، مثل مفهوم هستی و مفهوم نیستی و امثال اینها. بدیهیات اولیه تصدیقیه، مثل تصدیق به این که یک شئ در آن واحد محال است که هم هست باشد و هم نیست. این مرحله را اصطلاحاً «عقل بالملکه» میگویند.
عقل بالفعل
دوباره ذهن تدریجاً به رشد خود ادامه میدهد و به یک مرحله بالاتری میرسد، و این از حدود سن شش سال به بعد است. به مرحلهای میرسد که ذهن