مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨ - موجود مادی خودش برای خودش حضور ندارد
تصویر من در شما مناط آگاهی من به خودم نیست. در علم حصولی، تصویر آن وقت مناط آگاهی است که آن تصویر در یک منِ خودآگاه قرار گیرد.
سؤال: ببخشید، یعنی میشود گفت که در علم حصولی هم، بنا بر این مقدمه، بین عالم و علم یک وحدت و اتحادی است؟ استاد: ما اینجا حالا اسمش را «ارتباط» و «اتصال» میگذاریم. البته اتصال هم در واقع نوعی اتحاد است. ولی حالا ما با وحدت کار نداریم.
از اینجا اساساً میفهمیم که هر علم حصولی بر اساس علم حضوری است. اگر علم حضوری نباشد، علم حصولی هم نیست؛ یعنی تصویر به نحو علم حضوری پیش من حاضر است و چون این تصویر به نحوی با شئ خارجی تطابق دارد میگوییم که شئ خارجی به نحو علم حصولی پیش من حاضر است؛ یعنی علم همان حضور است و حقیقت علم، علم حضوری است، [با این التفات] که در بعضی از مراتب علم حضوری آن چیزی که پیش عالم حاضر است و آن چیزی که معلوم عالم است، در عین اینکه خودش معلوم این عالم است، یک شئ دیگر هم معلوم این عالم است، زیرا این علم عین آن شئ خارجی است، یک نوع عینیت و تطابق با آن دارد.
روانشناسها در تحلیل اینکه چطور میشود که بچه اولین بار به خود آگاه میشود، میگویند که تصویری از فلان شئ خارجی در او پیدا میشود و بعد او کمکم به وجود خودش پیمیبرد. این، حرف صحیحی نیست. [حل این مسأله] جز با این قابل تصویر نیست که آنچه من است و خود است، در یک موجود خودآگاه، عین آگاهی باشد و خودش از سنخ آگاهی باشد.
موجود مادی خودش برای خودش حضور ندارد
اینجا قهراً یک سؤال دیگر پیش میآید که اگر بناست که من از این جهت که خودم پیش خودم حاضرم خودم را اداراک کنم، پس همه چیز باید خودآگاه باشد.
من خودم از خود غایب نیستم، یعنی خودم پیش خودم هستم، نه اینکه تصویری از من پیش من باشد. آن دیوار است که تصویری از آن پیش من است، آن جهان و