مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١١ - توضیح دیگری در باره تلازم خیرات و مصالح با شرور
کنید سنگریزهای که به سخن در میآید، همین سنگریزه است و برای همین افرادی است که در همینجا هستند، نه همه سنگریزههای عالم و نه برای همه مردم دنیا که در هر کجا زندگی میکنند. حتی این احتمال را در موضوع شقّالقمر هم میشود داد که همینجور باشد، یعنی خصوصی و اختصاصی باشد.
میخواستیم به طور خلاصه اصول کلی را بگوییم که مفصلتر شد، اما چون این مسألهای که در بین آمد مطلب مفید و مهمی بود، توضیح داده شد. مسأله «هست» و «باید» مسأله مفیدی بود.
توضیح دیگری در باره تلازم خیرات و مصالح با شرور
دو اصل از اصول و کلیات را گفتیم، و گفتیم که مسأله سوم مسأله تلازم شرور با خیرات است، به این معنی که شرور منبع از برای خیرات است. [اصل دوم] به معنی تابع قهری بودن شرور از خیرات بود، یعنی شرور لوازم لاینفک خیراتند؛ و این که حالا میخواهم عرض کنم این است که شرور علاوه بر اینکه از لوازم لاینفک یک سلسله خیرات قبلی هستند، خودشان هم منبع یک سلسله خیراتند. این همان معنایی است که ما به تعبیر دیگر میگوییم که «مصلحتی هست». هر وقت یک شری رخ میدهد، از باب یک ایمان کلی که به نظام عالم داریم میگوییم مصلحت الهی در این است، یعنی این شر می تواند منبع یک مصلحتی باشد، منشأ یک خیری باشد.
این یک حقیقتی است که در قدیم و جدید درباره آن بحث کردهاند. یک تعبیری هگل دارد که ویل دورانت آن را در تاریخ فلسفهاش آورده، میگوید: شرور پلکان ترقیها و تکاملها هستند [١]. مولوی میگوید:
بس زیادتها درون نقصهاست | مر شهیدان را حیات اندر فناست [٢] | |