مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٤ - فرضیه دوم صور علمی از قبیل صور مفارقه مجرده است
خودداری میکند.
فرضیه اول : صور علمی لازم ذات حق تعالی است
یکی این که میگوید: آیا صور معقوله به منزله لوازم ذات اول و لواحق ذات او هستند؟ همانطور که ممکنات لوازمی دارند، بگوییم این صور معقوله هم لوازم ذات اول هستند، یعنی به منزله اعراض ذات اول و لواحق ذات اول هستند.
البته این مطلب بعدها مورد مداقّه قرار گرفته است که لواحق یعنی چه؟ خود شما قبول دارید که در آنجا عروض به معنای لحوق و به معنای انفعال معنی ندارد؛ آیا جور دیگری از [عروض و لحوق] فرض میشود یا نمیشود؟ که بهمنیار روی این قضیه بحث کرده و بعد هم دیگران به آن پرداختهاند.
اجمالًا شیخ همین قدر میگوید که [صور معقوله] به منزله لوازم باشد، و تصویر ما از «لوازم» در اینجا همان کلمه «لواحق» و «اعراض» است؛ یعنی نسبت ذات حق تعالی به اعیان موجودات نسبت معروض و عارض نیست، ولی نسبتش به «علم به موجودات» نسبت معروض و عارض است؛ یعنی علم حق تعالی به موجودات، عارض ذات حق تعالی است، که از این جهت با ممکنات یک جور میشود. الآن علم ما به اشیاء دیگر عارض ذات ماست، با این خصوصیت که عروض اینها به نفس توأم با نوعی انفعال و از قوه به فعلیت رسیدن است، ولی در ذات حق تعالی این خصوصیت نیست. این یک فرضیه که میگوید نظام علمی لازم ذات حق و نظام اعراض ذات حق است.
فرضیه دوم : صور علمی از قبیل صور مفارقه مجرده است
فرض دیگر این است که وجود این صور علمی از قبیل وجود صور مفارقه مجرده است؛ یعنی وجود اینها لوازم و اعراض ذات حق نیست، بلکه یک وجودات مستقل هستند؛ یعنی نظیر همان وجود عینی اشیاء هستند. همان طور که وجود عینی اشیاء، مثل صادر اول، از عوارض و لواحق ذات حق نیستند بلکه معلول ذات حقاند و موجود قائم به نفس هستند، [آن صور هم چنین میباشند.] اگر بگوییم لاحق هستند، یعنی الموجود فی غیره؛ و اگر از لواحق نباشند، الموجود لا فی غیره میشوند.