مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٥ - وجوب وجود، تأکد وجود است
یعنی ممکن است که شیخ قائل به اصالت وجود در واجب و اصالت ماهیت در ممکن باشد؛ یعنی چنین قائل باشد که وجود در ممکنالوجود امری انتزاعی و اعتباری است ولی در واجبالوجود حقیقی و اصیل است. این احتمالی است که در حرفهای شیخ داده شده. خود شیخ در این مورد سخنی نگفته است؛ همینقدر گفته است که وجوب همان تأکد وجود است. البته ما این مطلب را قبول داریم که لازمه این سخن که وجوب وجود یعنی تأکد وجود، این است که باید غیر از «امکان ماهیت» قائل به امکانی هم در وجود بشویم، و امکان وجود یعنی فقر وجود، نیاز وجود، ضعف وجود؛ و این همان «امکان فقری» است که ملاصدرا قائل شده است.
سؤال: این امکان انتزاعی نیست؟ استاد: نه، این دیگر انتزاعی نیست. این غیر از امکانی است که در باب ماهیات است و به ماهیات نسبت داده میشود. این امکانی است که در باب وجودات است و به وجود نسبت میدهیم که اسم آن را «امکان فقری» میگذاریم. این امکان در کلمات شیخ نبوده و اصطلاح و معنیاش هم مطرح نبوده است. اما این همان نتیجه نهایی است که از همین جمله شیخ در اینجا گرفته میشود بدون اینکه خود شیخ چنین نتیجهای را گرفته باشد.
بنابراین شیخ میگوید اگر در مورد واجبالوجود گفتیم ذاتی است که واجبالوجود است، جای این بیان هست که بگوییم در اینجا سه چیز است: ذات، وجوب، وجود. شیخ خود جواب میدهد که چنین نیست، وجوب و وجود دوچیز در خارج نیست؛ ذهن است که این را به دو مفهوم تجزیه میکند. وجوب وجود یعنی تأکد وجود، و تأکد یک شئ همان خود شئ است نه شئ دیگری. این نیز مثل همه انتزاعات دیگری است که در خارج یک چیز است و در انتزاع بیشتر است. تأکد نور و شدت نور نیز چنین است، در خارج دو چیز نیست؛ این ذهن است که دو معنی انتزاع میکند: اصل نور و شدت نور. نور شدید در خارج فقط نور است، حقیقت نور است نه چیز دیگر.
بعد میگوید: آیا این وجوب وجود له حقیقةٌ أو لیس له حقیقة؟ خود جواب