مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - معانی « ماده » در فلسفه
طی میکند و اشتداد پیدا میکند تا آن مراتب را بپیماید.
تا اینجا بیانات بوعلی در این زمینه توضیح داده شد. از اینجا شیخ وارد اصل مطلب میشود. اصل مدعا این است که آیا سلسله علل قابلی میتواند غیرمتناهی باشد؟ بوعلی میگوید در آنجا که جوهر و صورت عوض نمیشود و همان صورت اول باقی است، مثل تبدیل صبی به رجل، شک نداریم که علل مادی نمیتواند غیرمتناهی باشد. توجه داشته باشیم که اینجا را با علل فاعلی اشتباه نکنیم.
معانی « ماده » در فلسفه
در باب علت مادی و ماده گاهی دو اصطلاح داریم که این دو اصطلاح در کلمات امثال شیخ هم آمده است: ١. ماده به معنی حامل استعداد شئ. گاهی اصطلاح ماده به معنی حامل استعداد شئ است. مثلًا دانه گندم ماده بوته گندم است، بدین معنا که دانه گندم حامل استعداد گندم است.
٢. ماده به معنی حامل صورت شئ. گاهی نیز چیزی را ماده چیز دیگر مینامیم بدین معنا که حامل صورت اوست نه حامل استعداد او. مثلًا بدن یک انسانی را که الآن وجود دارد ماده نفس او میخوانیم، نه به این معنا که حامل استعداد نفس است، بلکه حامل فعلیت نفس است. البته هر چیزی که حامل استعداد است همان است که بعد حامل صورت میشود. وقتی که میگوییم دانه گندم حامل استعداد بوته گندم است، یا نطفه حامل استعداد انسان است، در واقع نطفه هماکنون مادهای دارد و صورتی؛ وقتی صورت نطفه زایل شود، همان مادهای که در نطفه است بعدها صورت انسانی را میپذیرد.
وقتی که میپرسیم آیا ماده میتواند غیرمتناهی باشد، منظور کدام معنی است؟
آیا منظور این است که اگر یک شئ داشته باشیم مرکب از ماده و صورت، همین الآن ماده این شئ میتواند مرکب باشد از ماده و صورتی و این ماده هم مرکب باشد از ماده و صورتی [الی غیرالنهایه؟] شیخ میگوید در اینجا اگر تا صد واسطه هم پیش بروی مانعی ندارد ولی در آخر باید به مادهای برسی که ماده محض میباشد نه مجموع ماده و صورت. ماده محض یعنی حقیقتی که جز قابلیت و قوه و استعداد