مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٨ - انسان حکیم
انسان حکیم چه انسانی است؟
انسان حکیم
٩ انسان حکیم انسانی است که اگر میخواهد کاری را انجام دهد بهترین طرحها را در ذهن خودش برای آن کار میریزد و بهترین نقشهها را برای آن طرح مینماید.
فرق انسان حکیم و غیر حکیم در این جهت است. انسان حکیم انسانی است که بهترین طرحها را تهیه کند. کدام طرح بهترین طرحهاست؟ از آنجا که یک مقصد و مقصودی در کار است ناچار باید بهترین مقصودها را انتخاب کرده باشد و بهترین شکلها و راههای رسیدن به آن مقصود را هم انتخاب کرده باشد. آن وقت ما چنین کسی را «حکیم» میگوییم.
پس حکیم بودن یک انسان به این است که در انتخاب مقصد بهترین مقاصد و اشرف مقاصد و افضل غایات را انتخاب کند و برای رسیدن به آن افضل غایات و اشرف مقاصد متقنترین راهها و بهترین وسیلهها را برگزیند. این است که در معنی حکمت، هم عنصر علم وارد میشود و هم عنصر عمل. برای انتخاب بهترین مقصدها کشف آن مقصد لازم است. پس عنصر علم و عنصر اراده، و عنصر کشف و عنصر عمل هردو هست؛ هم علم هست و هم عمل و کار. پس حکمت در مورد انسانها چنین است.
سؤال: این بهترین بودن هم شرط مصلحت است؟ استاد: بله، معنای «مصلحت» همین است، برای اینکه اگر انسان در میان دو مقصد قرار بگیرد که یکی مقصد اعلی باشد و دیگری مقصد ادنی، اگر مقصد اعلی را برگزیند حکیمانه است. مقصد ادنی فی حد ذاته نسبت به عدم انتخاب هر دو راه حَسَن است، اما اگر مقصد اعلی هم در کار باشد آن مقصد احسن است و انتخاب مقصد ادنی در این صورت حکیمانه نیست. ممکن است راههای رسیدن به مقصد اعلی متعدد باشد، مثلًا یکی بهترین و محکمترین و نزدیکترین راه باشد و دیگری دورترین و سستترین راه. باز هم حکمت اقتضا میکند که [انسان] افضل طرق را انتخاب کند و برود. این، معنی حکمت در انسان است.