مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٢ - اصل وابستگی همه اشیاء عالم به همدیگر
میکنند. اینها اصلی را قائل هستند به نام «اصل تأثیر متقابل در اشیاء»، به تعبیر دیگر «اصل وابستگی اشیاء به یکدیگر»، درمقابل «اصل گسستگی اشیاء». ما دوگونه جهانبینی میتوانیم داشته باشیم: یک جهانبینی بر اصل گسستگی است؛ یعنی من موجودی هستم برای خود، شما موجودی هستید برای خود، آن دیگری موجودی است برای خود. اگر من نبودم، نبودنم به شما ارتباطی ندارد. اگر شما هم نبودید و از همان اول از متن نظام حذف شده بودید، حذف شما به من ارتباط ندارد.
شما برای خودتان مستقلًا قابل حذف هستید و من برای خودم مستقلًا قابل حذف هستم. شما برای خودتان مستقلًا قابل وجود هستید و من برای خودم مستقلًا قابل وجود هستم.
اصل وابستگی همه اشیاء عالم به همدیگر
ولی اصل وابستگی به این معناست که حذف هر جزء مساوی با حذف کل است.
حذف کوچکترین جزء از اجزاء عالم مساوی است با حذف هر جزء دیگر و مساوی است با حذف کل عالم. این یکی از دقیقترین اصول فلسفی است.
این فرنگیمابها این حرف را اخیراً گفتهاند، که حرف خوبی هم هست، ولی مفهوم فلسفی آن را درست درک نکردهاند و به لوازم این حرف درست توجه ندارند که این حرف به کجا منتهی میشود. اگر متوجه لوازم این حرف بشوند خواهند دید که تمام اشکالاتشان در این جور مسائل از بین میرود. معنی این حرف این است که مجموع عالم یک واحد تجزیه ناپذیر است. این، تفکر عامیانه است که انسان خیال میکند عالم به منزله تغار خمیرگیری آن نانواست که از این خمیرها هر بار یک مقدار برمیدارد و پهن میکند و به تنور میزند، هر کدام را که دلش خواست برمیدارد و یا هر کدام را که خواست دور میاندازد، هر تعداد که دلش بخواهد به تنور میزند و هر تعداد را که نخواست پرت میکند و دور میاندازد. البته آن دور انداختن امر نسبی است، یعنی به تنور نمیزند، نه اینکه از عالم حذف کند. من برای خودم یک موجودی هستم، شما هم برای خودتان یک موجودی هستید. شما برای چه آفریده شدهاید؟ خوب بود که شما آفریده میشدید، خوب بود که من آفریده نمیشدم؛ شما که عادل هستید آفریده میشدید، نه من که فاسق هستم. یک عادل آفریده شود، چرا فاسق آفریده شود؟