مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٧ - سلب یک امر، نیاز به مناط وجودی مستقل در شئ ندارد
در حالی که ممکن است آن سلب، سلبالسلب باشد نه سلب ایجاب.
سلب یک امر، نیاز به مناط وجودی مستقل در شئ ندارد
میدانیم که هر جا ایجاب هست پس یک مناط وجودی و یک خصوصیت وجودی در آن شئ باید باشد. ما نباید دچار این اشتباه شویم که پس سلب هم یک مناط جداگانهای در شئ اقتضا میکند و به عدد سلبها خصوصیتهای جداگانه در شئ هست. اگر من سفید باشم ملاکی در من هست، اگر بلند باشم ملاکی در من دارد.
نباید فکر کنیم که پس «زید نیستم» هم یک ملاکی در من دارد؛ عمرو نیستم، یک خصوصیت دیگر در من هست. نه، اینها دیگر خصوصیتهای جدا از یکدیگر نیستند که قابل اثبات و نفی باشد.
مسأله این بود که یکی از واجبالوجودها امتیازش از دیگری به عدم باشد. شیخ گفت که این عدم خودش خصوصیتی نیست، و الّا هر چیزی عدمهای غیرمتناهی در بارهاش صدق میکند. پس نمیشود گفت عدم، خودش یک خصوصیتی است که میتواند مناط چیزی باشد. عدم فقط رفع است، به این معناست که این آن نیست.
عدم، اثبات نیست. اگر میگویم مثلًا فلان چیز سبز نیست، منظور این نیست که یک خصوصیتی در او هست به نام نیستی سبز، بلکه منظور این است که فلان خصوصیت اثباتی را ندارد.
شیخ میگوید ما از شما سؤال میکنیم که آن امر زیاده که در یکی از واجبالوجودهاست، آیا دخلی در وجوب وجود که همان امر مشترک است دارد؟
یعنی آیا آن زیاده شرط وجوب وجود است یا شرط وجوب وجود نیست؟ اگر بگویید زیاده شرط وجوب وجود است، پس باید در دیگری هم وجود داشته باشد؛ نمیشود که مشروط بدون شرط باشد.
اگر بگویید زیاده شرط وجوب وجود نیست، فقط همان زیاده است، فقط یک خصوصیتی است، مثل ضمّ الحجر فی جنب الانسان، یک امری است که در اینجا ملحق شده به وجوب وجود، ولی شرط تحقق وجوب وجود نیست؛ در این صورت آن ایراد قبلی وارد نیست، ولی یک ایراد دیگر وارد میشود. آن ایراد این است که لازم میآید که واجبالوجود در خارج مرکب باشد از وجوب وجود و زیاده، یعنی این فرد واجبالوجود باشد مع زیادةٍ؛ و ادله امتناع ترکیب در واجبالوجود این