مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٩٢ - شرح و توضیح متن
معقول واقع نشدن شئ، ماده و علائق مادی است. صرف وجود شئ مانع معقولیت نیست.
سؤال: یعنی وجودش باید وجود عقلی باشد.
استاد: نه، ماده و علائق ماده مانعند. هرجا که ماده و علائق ماده نباشد تعقل هست.
اما وجودی که ماده نیست و از نوع صورت است و وجود عقلی است، [معقول واقع میشود.] وجود عقلی آن وجودی است که هرگاه در چیزی تقرر پیدا کند آن چیز عاقلِ او میشود. از همین تعبیر معلوم میشود که «لایعقل» را با ضمه باید خواند. پس وجود عقلی آن وجودی است که در هر جا تحقق پیدا کند و در هر چیزی تقرر یابد خواهناخواه آن چیز عاقل او خواهد بود.
در فصل بعد شیخ به این مسأله خواهد پرداخت که آیا اگر وجود عقلی در چیزی بود و آن چیز عاقل او شد، لازمهاش کثرت است؟ یعنی آیا چنین است که وجود عقلی چیزی باشد و آن چیزی که این وجود عقلی در او تحقق پیدا کرده چیز دیگر باشد؟ یا نه، این معنا همیشه اعم است، یعنی میشود که آن وجود عقلی، وجود عقلی شئ برای خود شئ باشد و یا وجود عقلی شئ برای غیر آن شئ باشد. این را شیخ بعداً خیلی بحث میکند.
والذی یحتمل نیله هو عقل بالقوة، والذی ناله بعد القوة هو عقل بالفعل علی سبیل الإستکمال، والذی هو له ذاته هو عقل بذاته. و کذلک هو معقول محض؛ لأن المانع للشیء أن یکون معقولا هو أن یکون فیالمادة و علائقها، و هوالمانع عن أن یکون عقلا.
و آن چیزی که امکان نائل شدن به آن وجود عقلی را دارد [عقل بالقوه است] که اگر وجود عقلی در او پیدا شود او عاقل خواهد بود؛ یعنی یک وقت هست که امری امکان نیل به وجود عقلی را دارد و بالفعل بدان نائل نیست و آن وجود عقلی در او وجود ندارد، بلکه بالقوه وجود او را دارد؛ این را اصطلاحاً «عقل بالقوه» میگویند.