مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٤ - مقدمه سوم
اثبات محرک اول
شیخ میفرماید که ما در گذشته از همان دو راهِ محرک اول ثابت کردیم که یک قوه غیر متناهی وجود دارد و آن قوه غیر متناهی مبدأ حرکت است و چون آن قوه غیر متناهی ازلی است قهراً معلولش هم که حرکت است ازلی میباشد. پس یک حرکت ازلی و ابدی و سرمدی در عالم هست و در واقع همان حرکت است که رابط میان قوه ازلیه ماوراءالطبیعه با حوادث پیدرپی و به دنبال یکدیگری است که در طبیعت رخ میدهد.
مسأله محرک اول مبتنی بر چند مقدمه است :
مقدمه اول :
یکی از مقدماتش این است که: «لکل متحرک محرک غیرُه» هر متحرکی، محرکی غیر از خود دارد؛ یعنی امکان ندارد که متحرک از آن جهت که متحرک است محرک باشد. البته معنی این جمله این نیست که لکل متحرک محرک خارجٌ عن وجوده.
اغلب اروپاییها چنین مفهومی از این تعبیر ارسطویی دارند و حرف ارسطو را این جور توجیه میکنند که «لکل متحرک محرک» یعنی [لکل متحرک] محرک فی خارج وجوده. بنابراین اگر این کتاب حرکت میکند یک محرکی باید در بیرون داشته باشد که این کتاب را به حرکت در بیاورد. ولی مقصود حکمای اسلامی این نیست که لکل متحرک محرک خارجٌ عن وجوده، بلکه درست عکس این قضیه است و در حرکات سطحی و عَرْضی معتقدند که محرک درونی است، یعنی محرک در طبیعتِ خود متحرک است و خودِ طبیعتِ شئ است که مبدأ حرکت شئ میشود.
این یک اصل است.
مقدمه دوم :
اصل دوم این است که آنچه جسم و یا جسمانی است متحرک و متغیر است، متغیر به معنی اعم از کون و فساد؛ یعنی امکان ندارد که یک شئ طبیعی و جسمانی باشد و لایتغیر باشد و حتی در معرض کون و فساد هم نباشد.
مقدمه سوم :
اصل دیگر این است که تسلسل علل غیرمتناهی محال است.
پس از این چند اصل که هر متحرکی محرکی غیر از خود دارد، و هر امر طبیعی خواه ناخواه متحرک است، و سلسله علل متحرکات باید به محرکی منتهی بشود که آن محرک غیرمتحرک باشد چون تسلسل علل محال است، ارسطو نتیجه میگیرد