مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٠ - دو جنبه ای بودن انسان در کسب کمالات
اصطلاح خاص و معنی خاص منظور است.
موجود مکتفی بذاته
موجود مکتفی در اصطلاح این فلاسفه عبارت است از موجودی که فاقد کمالی است ولی امکان رسیدن به آن کمال هم در او هست، اما در رسیدنش به این کمالِ ممکن نیازمند به علل خارج از وجود خود نیست، همان علل درونی که در خود دارد کافی است برای اینکه او را از قوه به فعلیت برساند. ولی موجود ناقص، علل درونیاش کافی نیست و علل بیرونی باید داشته باشد. این فلاسفه که قائل به افلاک و معتقد به نفوس فلکی بودند، اعتقاد داشتند که این نفوس فلکی نفوسی هستند که دائماً در حال تکاملند، ولی آن کمالی را که ندارند و واجد میشوند، فقط از علل درونی خود کسب میکنند نه از علل خارج از وجود خود. مقصود از علل درونی، آن عللی است که به وجود آورنده آنهاست، مثلًا عالم عقول که نسبت به این نفوس باطن هستند و اینها نسبت به آن عقول ظاهر. آن نفوس از همان باطن خودشان مدد میگیرند نه از بیرون وجود خود.
آن نفوس فلکی، چون نفس هستند، کمال معقول و کمال معنوی پیدا میکنند، ولی با انسان این فرق را دارند که انسان اگر بخواهد به کمالات خودش برسد از علل بیرونی استفاده میکند. یک بچه وقتی بخواهد باسواد شود، نیازمند به معلم است، نیازمند به مربی است، از نظر جسمی هم نیازمند به غذای خارجی است، نیازمند به آب است، نیازمند به هواست، و مانند آن. پس این تفاوت میان نفس فلکی و نفس انسانی هست که نفس فلکی، به عقیده اینها، از درون خودش استفاده میکند و نفس انسانی از بیرون خود.
دو جنبه ای بودن انسان در کسب کمالات
البته اینها و خصوصاً اشراقیون و حکمایی که جنبههای عرفانی دارند، به این اصل معتقدند که نفس انسان یک موجود دوجنبهای است (و این نکتهای است که باید به آن توجه کنیم) یعنی موجودی است که به قول مولوی دو دهان دارد و از دو راه میتواند تغذیه کند، هم میتواند از علل خارج از خودش استفاده کند و هم میتواند راه دیگری را طی کند و از راه درون خودش بهرهمند شود. آن وقت