مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٨ - حرکت، رابط حادث با قدیم است
اینها حرفی میزنند بدون آنکه درست روی آن فکر کرده باشند. شما میگویید که «الف» در اولِ دقیقه قبل حادث شده و «ب» در اول دقیقه بعد. پس بین حدوث «الف» و حدوث «ب» یک دقیقه فاصله شده است. میپرسیم: چطور شده که این یک دقیقه فاصله شده است تا اینکه معلول پیدا شده است؟ این جدایی دیگر معنی ندارد. اگر «الف» علت تامه است و هیچ حالت منتظرهای ندارد پس چگونه یک دقیقه فاصله شده است؟ اگر بگوییم حالت منتظرهای بوده، معنایش این است که یک شرطی و چیزی لازم بوده که هنوز تحقق نیافته و بنابراین علت تامه حالا حادث شده. بسیار خوب، پس علت تامه مقارن حدوث معلول حادث شده است. خود آن علت هم یک حادث میشود و در این صورت از یک علت دیگر حادث شده است؛ و بالاخره نتیجه این است که یا یکی از این دو فرض را باید قبول کنیم، که هیچ کدامش قابل قبول نیست، و یا باید قبول کنیم که هر چیزی که حادث میشود با جمیع علتهایش حادث میشود. تازه این هم خودش تفسیر ندارد. این جمیع علتها یک علت نهایی ندارد و همان تسلسل میشود که محال است؛ یعنی نمیشود فرض کرد که سلسله این علتها به حادثی منتهی شود که علت نداشته باشد؛ این محال است. پس تسلسل علل الی غیرالنهایه پیش میرود و این هم محال است.
نظر الهیون در ربط حادث به قدیم
از نظر الهیون مسأله به این شکل مطرح است که حوادثی که در عالم رخ میدهند در نهایت امر معلول ذات واجبالوجودند که آن ذات قدیم است. اگر اینجور باشد، چون ذات واجبالوجود که علت تامه است قدیم است، معلولش هم باید قدیم باشد، پس باید حادثی در کار نباشد.
اینجاست که یک بحث بسیار خوب به نام ربط حادث به قدیم و مسأله حرکت مطرح میشود. خلاصه حرف این است:
حرکت، رابط حادث با قدیم است
این اشکال از آنجا پیدا شده است که به مسأله حرکت توجه نشده است. حرکت خودش حقیقتی است که هم باقی است و هم زایل. در حرکت دائم و مستمر، مثل