مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - آیا واجب الوجود مطلق است؟
واجب الوجود مجردالوجود است یعنی حقیقتش بشرط لا است
اگر ما باشیم و همین اصطلاح در اینجا، که شیخ هم تا اینجا بیشتر نیامده است، [که ذات واجبالوجود کدامیک از این سه قسم است]، مسلماً ماهیت مخلوطه نیست. اگر واجبالوجود موجودی دارای ماهیت میبود و دارای آن خصلتهای عدمی که در هر ممکنی است، ماهیت مخلوطه میشد، یعنی ماهیت بشرط شئ میشد. ولی واجبالوجود غیر وجود را طرد میکند، یعنی ذاتش مقید و مشروط است، پس بشرط لا است، پس مجرد است. او ماهیت مطلقه نیست، زیرا ماهیت مطلقه اعم است از ماهیت مجرده و ماهیت مخلوطه. پس درباره واجبالوجود فقط باید بگوییم «ماهیت مجرده» است [١].
آیا واجب الوجود مطلق است؟
اما خود شیخ هم گاهی در مورد حق تعالی کلمه «وجود مطلق» را به کار میبرد.
الآن اگر ما باشیم و این بیان شیخ، واجبالوجود موجود مجرد است نه موجود مطلق، و حال آنکه ما در مورد واجبالوجود گاهی اصطلاح «موجود مطلق» را به کار میبریم؛ پس این چطور میشود؟ این که تقریباً نوعی تناقض درمیآید! ما از یک طرف میبینیم که خود شیخ میگوید واجبالوجود مجرد است، یعنی موجود بشرط لا است. معنای این سخن این است که او موجود مطلق نیست. از طرف دیگر میبینیم که خود شیخ هم در بعضی از کلمات خود، همانطور که در گذشته خواندیم، واجبالوجود را موجود مطلق میشمارد.
اگر ما باشیم و همین مطلبی که تا اینجا خواندیم، موجود مطلق موجود لابشرط است. اما مقصود شیخ از وجود مطلق [در مواردی که به حق تعالی نسبت میدهد] این وجود مطلقی که ما الان در اعتبارات ماهیت گفتیم و منظور ماهیت لابشرط است، نمیباشد. این مطلب بعدها در کلمات دیگران و مخصوصاً در کلمات ملاصدرا خیلی شکافته شده. در آخر باب «علت و معلول» اسفار فصول خیلی زیاد و مفصلی هست که به «عرفانیات اسفار» مشهور است؛ در آنجا نظریات مختلف
[١]. [پیداست که استاد شهید لفظ «ماهیت» را در اینجا مسامحتاً به کار بردهاند، برای اینکه مشخص کنند که ذات واجبالوجود حقیقت بشرط لا است.]