مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٨ - نظر فلاسفه در ربط حادث به قدیم
البته میدانیم که جوهر این اشکال در این مسأله است که انفکاک معلول از علت تامه محال است.
اینکه گفتیم دایره مسأله اوسع از ربط حادث به قدیم است، به این جهت است که اگر قدیم هم نداشته باشیم باز هم اشکال باقی میماند. لازمه حدوث معلول حدوث علت و لازمه قدم معلول قدم علت است.
بعضی خواستهاند مشکل را این گونه حل کنند که علت و معلول نباید از هم زماناً جدا باشند، یعنی باید اتصال زمانی داشته باشند. اگر اینطور باشد ما میتوانیم رابطه علت و معلول در حوادث عالم را توجیه کنیم.
این فرض از جنبههایی غیر قابل قبول است. اگر ما علت را علت اعدادی بدانیم مانعی ندارد. علت اعدادی شرط است نه علت حقیقی. علت حقیقی آن چیزی است که مقتضی معلول باشد، یعنی اوست که وجوددهنده و ایجادکننده معلول است.
انفکاک در علت ایجادی محال است. اما در علت اعدادی حتی انفکاک هم محال نیست.
نظر فلاسفه در ربط حادث به قدیم
ببینیم فلاسفه چه جواب دادهاند؟ شیخ میگوید اگر علت فاعلی و قابلی داشته باشیم ولی معلول حادث نشده باشد، ناچار کمبودی از نظر شرایط و فاعل بوده است؛ و اگر معلول حادث شد دلیل بر این است که آن کمبودی که از ناحیه علت فاعلی یا قابلی بوده جبران شده است.
حال آن شرط و جزئی که نبود و حادث شد، دو جور قابل فرض است: یکی این که حادث دفعی باشد و دیگری این که تدریجی باشد. اگر دفعی باشد مشکل حل نمیشود چون نقل کلام به آن علت حادث دفعی میکنیم.
پس در میان علل علتی هست که حدوث تدریجی دارد. اگر علتی باشد که حدوث تدریجی داشته باشد مشکل با آن حل میشود چون در او هر جزءِ قبل شرط جزء بعدی است. اگر جسم ثقیلی از بالا سقوط کند، نقاط بعدی حتماً و جبراً بعد از نقاط اول طی میشوند. گذشت از هر مرحله قبلی شرط رسیدن به مرحله بعدی است. هر مرحلهای و هر مرتبهای شرط مرتبه بعد از خود است. این اشتراط، اتصال دارد. حرکت، خودش اتصال واحد است. قهراً اشتراط هم متصل واحد است. کأنّه