مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٢ - بیان دیگر علامه ( ره ) از « حکمت خداوند » ذیل سوره اعراف
انطباق معنی ندارد و آن عین حکمت است، سؤال دیگر معنی ندارد. پس لا یسْئَلُ عَنْ فِعْلِهِ، باز هم میگوییم که چون فعلش حکیمانه است، اما نه به آن معنا که دیگران گفتهاند (آنها گفتهاند که اگر فعلش دارای این صفت است حکیمانه است و اگر دارای این صفت نیست حکیمانه نیست)، بلکه به آن معنا که اساساً حکمت از فعل او انتزاع میشود. تعبیر ایشان (مرحوم علامه) این است که «الحکمة صفة ذاتیة لفعله تعالی» نظیر آنچه که در حرکت جوهریه گفته شده که فرق بین حرکت در جوهر و در غیر جوهر این است که در حرکت جوهریه حرکت از ذات جوهر انتزاع میشود، ولی در حرکت عرَضیه حرکت حالت عارضی دارد. حرکت در جوهر خصلت ذاتی دارد. در اینجا هم همینجور است. ایشان میگویند که حکمت صفت ذاتی فعل واجبتعالی است.
این بیان ایشان است در جلد چهاردهم تفسیر المیزان ذیل سوره انبیاء.
بیان دیگر علامه ( ره ) از « حکمت خداوند » ذیل سوره اعراف
ایشان در جلد هشتم تفسیر المیزان به مناسبت دیگری همین آیه «لایسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ ...» را مطرح کردهاند. در اوایل سوره اعراف که داستان شیطان مطرح شده، به مناسبت بحث از شیطان و حکمت خلق او مناظرهای را طرح میکنند. این مناظره اگرچه در کتب دیگر حدیث نیامده ولی شهرستانی آن را نقل کرده است، که حالا نمیدانم از کجا نقل کرده است [١]. در این مناظره، شیطان به ملائکه میگوید که چرا خداوند مرا خلق کرد؟ بعد که خلق کرد چرا مرا بر اغوای مردم مسلط کرد؟ چرا به من مهلت داد؟ و سؤالات دیگری از این قبیل. در آنجا هست که از طرف خدا جواب آمد که «إنّی أنَا اللَّهُ لا إلهَ إلّا أنَا لا اسْئَلُ عَمّا أفْعَلُ». بعد از آن ایشان موضوع را به تفصیل تجزیه و تحلیل میکنند و بعد میگویند که آنچه در این جواب آمده اجمالی است از این تفسیر. در اینجا مثل اینکه مطلب را به گونهای بیان میکنند که با آنچه در جلد چهاردهم ذیل سوره انبیاء گفتهاند تفاوت دارد و چه بسا به این مطلب توجه نداشتهاند که این
[١]. [در تفسیر المیزان، ذیل آیات ١٠ تا ٢٥ سوره اعراف، این گفتگو را از تفسیر روحالمعانی و آن هم از شهرستانی، و شهرستانی هم از شارح اناجیل اربعه نقل میکند.]