مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٩ - شرور، امور عدمی هستند و یا منشأ عدم می شوند
کنیم: شر آن چیزی است که عقل عدم آن را بر وجودش ترجیح میدهد.
شرور، امور عدمی هستند و یا منشأ عدم می شوند
حکما میگویند که اگر ما شرور را تحلیل کنیم یعنی همه آن چیزهایی را که عقل عدم آنها را بر وجودشان ترجیح میدهد تحلیل کنیم، میبینیم که همه عدمند، یعنی خود، عدم و عدمی هستند. عقل که عدم آنها را بر وجودشان ترجیح میدهد به این معناست که عقل وجود را به جای این عدم ترجیح میدهد، ولی خود این عدم است؛ یا اینکه آن چیزهایی که عقل عدم اینها را بر وجودشان ترجیح میدهد، خودشان عدم یا عدمی نیستند، یک سلسله امور وجودی هستند، مثل همان آفات و موجودات موذی که ذکر کردیم، ولی شریت این امور وجودی نه به اعتبار وجودشان است از آن جهت که وجودشان است، به عبارت دیگر شریت اینها به اعتبار وجود نفسی آنها نیست، بلکه به اعتبار وجود اضافی آنهاست، یعنی به اعتبار این است که اینها منشأ یک عدم میشوند. شریت این امور وجودی به خاطر منشئیت اینها از برای یک عدم است، مانند همان آفات و حیوانات موذی. اگر وجود این موذیها را از آن تأثیر عدمی منفک کنیم، یعنی ذهن فرض منفک بودن آنها را بکند، آنها شریت ندارند. آفاتی مانند پشه و ساس را در نظر بگیریم. اگر پشهای وجود داشته باشد و این پشه اساساً نگزد، آیا شر است؟ آیا پشه چون که پشه است شر است؟ یا چون انسان را میگزد شر است؟ مسلماً چون انسان را میگزد. اگر پشه و مار و عقرب باشند ولی گزندگی آنها در کار نباشد، شر نیستند. حالا فرض کنیم که این مار و عقرب و پشه و اینها همه باشند و گزندگی آنها هم باشد ولی گزیدنشان روی انسان اثری نگذارد، باز هم شر نیستند. اثر گزیدگی اینها این است که موجب قطع حیات میشود، که مرگ خود همان عدم حیات است؛ یا اگر موجب قطع حیات نشود، موجب اختلال دیگری در بدن میشود که آن اختلال دیگر با درد اعلام میشود و درد اعلام کننده آن اختلال است. حال اگر این حیوانات روی بدن انسان بیفتند ولی هیچ اثری روی بدن نگذارند و در نتیجه انسان هیچ دردی را احساس نکند، باز هم اینها شرند؟ نه، شر نیستند. اینها شریت خودشان را از آنجا کسب کردهاند و اتصافشان به شریت از آن جهت است که منشأ یک عدم در شئ دیگر میشوند، منشأ یک شر بالذات در شئ دیگر میشوند.