مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - هر ایجابی مستلزم سلبهای متعدد است
تعین دیگر قهراً نفی شده است. این یک حرف درستی است که هر چیزی در آنِ واحد در عین اینکه یک چیز است، هزارها و میلیونها چیز دیگر نیست. همین شخص که زید است، عمرو نیست، بکر نیست. هر انسانی وقتی آن معنی خودش بر خودش اثبات میشود، میلیاردها فرد دیگری که در زمان ما وجود دارند و در زمانهای گذشته وجود داشتهاند و در زمانهای آینده وجود خواهند داشت، از او سلب میشوند.
اما یک مطلب هست و آن این است که امر اثباتی یک ملاک اثباتی میخواهد؛ یعنی وقتی که ما مثلًا میگوییم زید هست، این یک ملاک وجودی میخواهد: به این دلیل که این خصوصیت را دارد، این دارندگی را دارد و این زید است. اما اگر بخواهد عدمش بر او صدق کند باید حیثیتی داشته باشد که آن حیثیت ملاک آن نفی و عدم باشد. مثلًا فرض کنید این حبّه قند را که در اینجاست، من میگویم که این مکعب است، این سفید است، این شیرین است، این از گیاهی به نام چغندر گرفته شده است. هر یک از اینها را که برایش اثبات میکنیم، باید یک ملاکی در واقع داشته باشد. آن ماده اوّلی که این قند از آن گرفته شده و از آن استخراج شده، آن را که یک امر واقعی است گرفتیم و [این قضیه ایجابی را ساختیم] که «این از چغندر گرفته شده است». این سفیدی را که خودش نمایانگر یک شأن خاص یعنی رنگ بودن است، گرفتیم و گفتیم این سفید است. قضیه «این شیرین است» نیز خصوصیات دیگری را بیان میکند. قضیه «این مکعب است» یک خصوصیات دیگری را بیان میکند.
اما وقتی میگویند که این کرهای نیست، این استوانهای نیست، آیا یک خصوصیتی باید در این باشد تا ملاک کرهای نبودن باشد؟ و یک خصوصیت دیگری در این باشد که ملاک استوانهای نبودن باشد؟ و یک خصوصیت دیگری که ملاک سیاه نبودن است؟ و یک خصوصیتی که ملاک زرد نبودن است؟ ملاک سبز نبودن؟ ملاک آبی نبودن؟ ملاک بنفش نبودن؟ و یک خصوصیات دیگری که ملاک ترش نبودن است؟ ملاک تلخ نبودن است؟ صدها و هزارها سلب بر این صادق است. آیا هر یک از این سلبها اقتضای یک خصوصیت وجودی در این را میکند تا این سلبها صدق کند؟ اگر پنج معنا در من صدق میکند و میلیاردها میلیارد معنا از من سلب میشود، چنین نیست که بعلاوه این پنج معنای وجودی میلیاردها میلیارد