مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧ - ٢ آیا علم حق تعالی به اشیاء به تبع صورتهای حالّ در اوست؟
تعالی به ذات خود است. همانطور که ذات حق تعالی علت از برای همه اشیاء است، علم حق تعالی به ذات خود هم علت از برای علم به سایر اشیاء است. بیان مطلب را قبلًا گفتیم و نظریات دیگری را هم که از شیخ اشراق و دیگران بود اشاره کردیم و گذشتیم.
زمینه های بحث :
١. آیا علم حق تعالی از طریق تفکر است؟
از حرفهای گذشته ممکن است که یک نوع توهمی به وجود بیاید. ما گفتیم که علم حق تعالی به ذات، علت است از برای علم به معلول اول، و علم به معلول اول علت است از برای علم به معلول دوم، و همینطور الی غیرالنهایه. در اینجا ممکن است کسی چنین فکر کند که شاید این نظیر آن چیزی است که برای نفس پیدا میشود. همانطور که علم برای نفس از طریق تفکر پیدا میشود و به طور تدریجی و زمانی است [علم پروردگار هم چنین میباشد.] نفس با تفکر، از علم به علت، علم به معلول را به دست میآورد، و در واقع در ابتدا عالم بالقوه است و از طریق یک حد وسطی نتیجه را تحصیل میکند، و بعد باز آن نتیجه را که به دست آورده است حد وسط قرار میدهد و نتیجه دیگری به دست میآورد، و آن نتیجه را هم برای نتیجه دیگر.
شک ندارد که این معنا در مورد ذات واجبالوجود، ذات کامل من جمیع الجهات، غلط است. فقط در مورد موجودی صادق است که آن موجود متغیر باشد، بالقوه باشد و بخواهد بالفعل شود. در مورد ذات تعالی این مطلب معنی ندارد. در اینجا که میگوید «فی نسبة المعقولات إلیه ...»، در مقام بیان این جهت است. این یک جهت مطلب است.
٢. آیا علم حق تعالی به اشیاء به تبع صورتهای حالّ در اوست؟
جهت دیگر این است که این نظریه شیخ در باب علم [واجب تعالی] که معروف به نظریه «صور مرتسمه» است، احیاناً از آن به «علم حصولی» هم تعبیر میشود.
حالا کلمه «علم حصولی» در اینجا صادق باشد یا نباشد، مطلب علیحدهای است که حالا عرض میکنم به چه شکلی است.