مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٣ - لازمه عالم جسمانی غیبت است
«طبیعیات» در مبحث «نفس» گفته است، چون در «الهیات» این مطلب نبوده؛ و چون در جای دیگری این مطلب را گفته، در اینجا به اختصار میگذراند. من حالا این مبنا را عرض میکنم:
مناط علم حضور است و مناط جهل غیبت
آگاهی یعنی چه؟ حکما میگویند اگر آگاهی و علم به یک چیز را خوب تحلیل کنید، مناط آن حضور است، و مناط جهل غیبت است. میگویند اگر چیزی نزد چیزی حضور داشته باشد، حضور به معنای واقعی، و به هیچ وجه از او پنهان نباشد، این مساوی با آگاهی است. محال است که یک شئ پیش شئ دیگر حضور داشته باشد و این شئ به آن شئ آگاه نباشد؛ و محال است که یک شئ از شئ دیگر غایب باشد و این بتواند به آن غایب از آن جهت که غایب است آگاه باشد.
لازمه عالم جسمانی غیبت است
آنگاه چنین میگویند که هر چه مادی باشد، یعنی جسمانی باشد و در او قوه و حرکت باشد، لازمه مادی بودن و طبیعی بودن و جسمانی بودن و قوه و حرکت داشتن، غیبت است؛ چرا؟ برای اینکه عالم جسمانی یعنی عالم ابعاد. در عالم ابعاد هیچ چیزی پیش هیچ چیزی حضور ندارد. حتی اگر ما دو جسم را به یکدیگر متصل کنیم، باز حضور واقعی پیش یکدیگر ندارند؛ یعنی وجود این جسم در مرتبهای از وجود است و وجود آن جسم در مرتبه دیگر، این در جایی قرار گرفته و آن در جای دیگر؛ یعنی اگر دو جسم به همدیگر وصل باشند باز هم به معنای حضور نیست. یک شئ هم که خودش طول و عرض و عمق دارد، هر جزء آن از جزء دیگر پنهان است. شما به انسان نگاه نکنید که مثلًا تمام اجزاء آن شئ با تمام ابعادش برای ما حاضر است. این به علت یک صورت خاص ادراکی است که در ذهن ما هست و آن مناط حضور است و در آن بُعد نیست؛ والّا خود این شئ فی حد ذاته، اگر چه شئ واحدی باشد، بعضی از آن از بعض دیگر آن غایب است. این بعض از آن بعض غایب، و بعض سوم از هر دو غایب و پنهان است. خود آن بعض هم باز ابعاضی دارد که هر بعض آن از بعض دیگر پنهان است. معنای این که بعضی از بعض دیگر پنهان است این است که هیچ بعضی برای بعض دیگر وجود ندارد. و اگر تا غیرمتناهی [هم