مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٤ - نظر معتزله
این آیه از آیاتی است که از قدیمالایام میان مفسرین و بخصوص متکلمین مطرح بوده است که چرا لایسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْئَلون؟ در باره این آیه به گونههای مختلف اظهار نظر شده است.
نظر اشاعره
اشاعره چنین گفتهاند که سؤال همیشه از علت است. وقتی که ما از فعل کسی سؤال میکنیم، معنای این سؤال «لِمَ» است. «لایسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ» یعنی لیس فی فعله لِمَ. این معنایش این است که فعل او معلل به علتی نیست، چرا که اگر معلل به علتی باشد همان، علت غایی و غرض است. پس این آیه نظر ما را که میگوییم فعل اللّه معلل به لِمَ و معلل به غایت و غرض نیست، تأیید میکند. این یک گونه تفسیر است که اینها کردهاند. مثلا فخر رازی که روش اشعری دارد چنین تفسیر کرده است.
نظر معتزله
معتزله آمدهاند و جور دیگر تفسیر کردهاند. (مثلا زمخشری در کشّاف روش معتزله را دارد و این نظر را برگزیده است.) گفتهاند معنی «لایسْئَلُ عَمّا یفْعَلُ وَ هُمْ یسْئَلونَ» این نیست که چون فعل او لِمَ ندارد سؤال نمیشود؛ معنایش این است که در فعل او جایی برای سؤال نیست، چون سؤال همیشه از وجه مصلحت وحکمت است. او فعل خالی از مصلحت ندارد که جای سؤال باشد. برای غیر او کار عبث امکان و فرض دارد. برای یک انسان ممکن است که کارش مبنی بر یک مصلحت باشد و ممکن است که عبث باشد. به همین جهت جای سؤال در کار انسان هست که ببینیم این کار بر وجه عبث صادر شد یا بر وجه حکمت؟ اما چون درباره خداوند عبث تصور ندارد و همه کارهای او مبنی بر وجه مصلحت است، از این جهت لایسْئَلُ. پس این نه برای این است که فعل او غرض ندارد، بلکه برای این است که فعل او محال است که بیغرض باشد.
اشاعره میگویند از آن جهت که غرض داشتن و مصلحت داشتن معلّلیت است و مربوط به بشر است لایسْئَل. ولی معتزله میگویند از آن جهت که امکان ندارد غیر از این که غرض و مصلحتی باشد، جای سؤال نیست، چون مقصود از «سؤال» در اینجا سؤال اعتراضی است نه سؤال تفهیمی. سؤال تفهیمی مثل سؤالی است که ملائکه از