مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٦ - شرح و توضیح متن
نفس و بدن مثل رابطه کشتیبان و کشتی میشود که دوتا موجود جدا از یکدیگرند ولی یکی دیگری را میراند، یعنی دوتا موجود مستقلالوجود هستند؛ یا مثل رابطه کبوتر میشود با قفس. اما در اینجا یک نوع وحدتی است از قبیل وحدت قوه و فعل که اینها اصلًا جداییناپذیرند؛ یعنی همینجور دائماً از قوه به فعلیت میرسد، دائماً و علیالاتصال در حرکت است و مادی مجرد میشود بدون اینکه بشود مرزی در این بین معین کرد که مثلًا اینجایش مادی است و اینجایش مجرد. این سرتاپا نفس است و متحد با بدن است، جنبه تجردش و جنبه مادیتش با همدیگر متحدند، همان طور که هر قوه و فعلی با هم متحدند. همان طور که نوعی اتحاد میان قوه و فعل هست، نوعی اتحاد هم میان این دو جنبه است. این، نظریهای خیلی دقیق است.
- مثل اتحاد ماده و صورت؟ استاد: بله، اتحاد ماده و صورت. اتحاد ماده و صورت در باب نفس که میرسد، اتحاد مجرد و مادی میشود. این، نکته خیلی ظریفی در باب اتحاد مادی و مجرد است که مربوط به فلسفه ملاصدراست و در فلسفه بوعلی نیست. مادی و مجرد در طبیعت همیشه با همدیگر متحدند به طوری که نمیشود مرزی معین کرد؛ و آنچه گفته میشود در مقام مثال است. مثلًا فرض کنید سیب سبزی که دارد قرمز میشود، اگر بخواهید بین آن طرفش که قرمز قرمز است و آن طرفش که سبز سبز است مرزی معین کنید، و یک خطی معین کنید که از اینجا سبز است و تا اینجا قرمز است، ممکن نیست. سبزی تدریجاً به قرمزی تبدیل میشود بدون اینکه بشود مرزی معین کرد.
- یعنی این یک موجودی است که هم جنبه مجرد دارد و هم جنبه مادی.
استاد: بله، چون مسأله حرکت در اینجا مطرح است. با حرکت از مادیت به تجرد میرسد، و در حرکت هم قوه و فعلیت با همدیگر متحد هستند، یعنی حد و مرز میانشان نیست. هر حدی را شما در نظر بگیرید، این حد نسبت به قبلش فعلیت است و نسبت به بعد از خودش قوه است. ولی خود همان حد هم باز تقسیم میشود به قبل و بعد که باز نیمی از آن قوه است و نیمی دیگر فعل، و آن نیمش هم باز تقسیم