مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣٣ - بیان دیگری از تصور فلاسفه غرب از حکمت خداوند
تصور است که تا اندازهای هم به تصور معتزله ما شباهت دارد و به بعضی از تصورات عوام الناس ما، نه به تصوری که فلاسفه در باب حکمت دارند؛ و لهذا عین آنچه که درباره انسان گفته میشود درباره خدا هم میگویند. انسان اگر بخواهد یک کار حکیمانهای انجام دهد، چون میان علل غیر ذاتی و علل اتفاقی رابطه مصنوعی و ساختگی برقرار میکند تا با غرض خودش جور در بیاید، قبلا باید یک طرح مصنوعی که در آن طرح روابط مصنوعی و غیر طبیعی گنجانده باشد در ذهن خودش تصویر کند. انسان دراین طرح، خودش را به طبیعت تحمیل میکند، چون طرح او بر وفق طبیعت نیست، بر خلاف مقتضای آن است. اینها فکرشان در مورد خداوند، همینطور است که خداوند، عالم را با یک طرح قبلی آفریده است، عیناً مانند یک صنعتگری که می خواهد رابطه غیرعادی و غیر طبیعی و قسری و اتفاقی میان اشیاء برقرار کند. کأنّه این جور فکر میکنند که خداوند یک بار میآید عالم را خلق میکند به این معنا که ذرات پراکندهای که در ذات خودشان حیران و سرگردانند و یکی از چپ میرود و یکی از راست، اینها را به عنوان مصالح به کار میبرد؛ یعنی خداوند که میخواهد چیزی را خلق کند اول باید مصالحش را خلق کند، مصالحی که ابتدا دارای یک هرج و مرج عجیبی است؛ بعد یک طرحی پیش خودش تهیه میکند که بر اساس آن طرح میان این مصالح رابطه و نظام برقرار میکند و پنج تا پنج تا، ده تا ده تا در کنار هم قرار میدهد، بعضی را اینجا و بعضی را آنجا میگذارد و میان آنها پیوند مصنوعی ایجاد میکند.
وقتی که چنین برداشتی داشته باشیم قهراً این سؤال پیش میآید که بهتر بود این عالم چگونه باشد؟ آیا بهتر نبود که خداوند همان اول کار همان عملی را انجام میداد که در آخر کار میخواهد بکند؟ آیا بهتر نبود که همه را همان اول کامل خلق کند؟ اینجور معطلیها برای چیست؟ او که از اول میتوانست کامل بیافریند، چرا آنچه که اول خلق می کند سلول است، بعد نطفه را خلق میکند، بعد علقه و بعد مضغه؟ و یا بر اساس تبدل انواع، چرا اول یک تک سلولی خلق کند تا همینجور سیرخود را طی کند تا برسد به اینجا؟ بهتر بود همان اول همین انسان یا حیوان را خلق میکرد و کار را تمام و یکسره میکرد. برای او که دیگر فرق نمیکند که اول این را اینجور خلق کند یا آنجور، چرا میآید چنین خلق میکند که بعد تدریجاً به اینجا برسد؟ برای خدا که مصالح هست، خاک و آب و گِل و هوا و نور و این چیزها