مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٤ - آیا نظام موجود عالم همان نظام ارزشمند است؟
ارزش، حقیقت و واقعیت
سؤال: این همان حقیقت نیست؟ استاد: نه، حقیقت در اصطلاح اینها و در فلسفه تاریخ چیز دیگری است. حقیقت عبارت است از واقعیت توأم با ارزش؛ نه اینکه آنچه باید، حقیقت است ولو آنکه وجود نداشته باشد. خیلی چیزها باید باشند ولی وجود ندارند، به این «حقیقت» نمیگویند، این را «ارزش» میگویند.
به آنچه که هست «واقعیت» می گویند، و به آنچه که باید باشد، اعم از اینکه هست یا نیست، «ارزش» میگویند؛ و حقیقت یعنی واقعیتهای توأم با ارزش. بدون شک همه به چنین چیزی قائل هستند؛ و لهذا امروز در آنهایی که ارزشپرست و ارزشپسند هستند یک فکر گریز از واقعیت پیدا شده است. هر وقت نام واقعیت را میبرند با چند فحش و دشنام همراه است: واقعیت کریه، واقعیت زشت، واقعیت کثیف، برای اینکه میخواهند بگویند ما بالاتر از واقعیت فکر میکنیم، آنچه وجود دارد بی خود وجود دارد، نباید وجود داشته باشد، آنچه وجود دارد همان کثیف و پست و زشت و نبایستنی است که نباید وجود داشته باشد. به طور کلی بدبینان جهان چنین فکر میکنند.
آنها که فکرشان فکر بدبینی و تاریکبینی است، به طور کلی میان واقعیت و ارزش تفکیک میکنند و حقیقت که واقعیت توأم با ارزش است، به قول آنها بهندرت درجهان وجود دارد؛ آنچه که در جهان وجود دارد همیشه غیر حقیقت است.
آیا نظام موجود عالم همان نظام ارزشمند است؟
این فکر که [آنچه را در جهان وجود دارد زشت میداند،] با این فکر که میگوید نظام موجود نظام احسن است و نظامی احسن از این ممکن نیست، مخالف است.
اصلًا معنی «نظام احسن» یعنی همین که این نظام، احسن نظامات ممکن است. اگر این نظام، احسن نظامات ممکن است، پس مسأله ارزش چه میشود؟ آیا معنایش این است که واقعیت مساوی با ارزش است و ارزش مساوی با واقعیت؟ از طرف دیگر آیا میشود حکیمی همه واقعیتها را به این معنا حقیقت بداند و