مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥ - فرضیه سوم صور علمی در ذات شاعر بالذاتی مرتسم است
در واقع کأنه دو نظامی که هیچکدام از اینها اعراض ذات حق نیستند وجود دارد:
نظام علمی و نظام عینی. در نظام عینی، جوهر و عرض و همه چیز هست، ولی در نظام علمی فقط صور علمیه قائم به ذات هستند، یعنی عارض شیئی نیستند.
فرضیه سوم : صور علمی در ذات شاعر بالذاتی مرتسم است
نظریه سوم این است که اینها صور مرتسمه هستند ولی این صور مرتسمه در ذات حق نیستند، بلکه در عقل یا نفسی هستند؛ یعنی عقل یا نفسی که موجود شاعر بالذاتی است وجود دارد که این صور مرتسم در آن عقل یا نفس هستند و مناط علم حق تعالی به اشیاء این صوری است که در آن عقل یا نفس مرتسم است.
این فرضیه را علیالظاهر از این جهت بیان کرده که ظاهرش با بعضی از مسائل که در تعبیرات دینی و اسلامی آمده است بهتر منطبق است. مثلًا در تعبیرات اسلامی سخن از لوح محفوظ و کتب سماویه است و کسی شک ندارد که مقصود از «لوح محفوظ» یک جسم مادی نیست و اگر گفتهاند که در آن لوح ثبت است و به صورت یک «کتاب» آن را معرفی کردهاند، شک نداریم که به شکل این کتابهای معمولی نیست، بلکه یک حقیقتی است که این صور در آن حقیقت، به نحو خاصی که در یک حقیقت شاعر بالذات میتواند وجود داشته باشد، وجود دارد؛ یعنی آن حقیقت به صورت یک عقل یا نفس وجود دارد.
شیخ میگوید اعتقاد ما این است که لوح محفوظ و [کتب سماویه] ملائکهای هستند که خود یک موجود شاعر بالذات هستند. البته خود شیخ چنین حرفی نمیزند؛ لابد کسان دیگری بودهاند که چنین احتمالی را گفته و این نظر را داشتهاند که مناط علم حق تعالی به اشیاء این است که صور اشیاء در یک ذاتی مرتسم است.
سؤال: وقتی که منفصل از او هستند، چگونه به ذات باری تعالی ربط پیدا میکنند؟ استاد: این معنایش منفصل هم نیست. معلول هیچ وقت از علت خودش منفصل نیست. نسبت معلول به علت، از نسبت قوای نفس به خود نفس نزدیکتر است که دورتر نیست. همانطور که اگر در قوهای از قوای نفس صورتی مرتسم شود مناط