مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨١ - اعتبارات ماهیت
انسان غیرعالم اعتبار میکنید، انسانی که علم نداشته باشد، انسان بشرط عدم علم.
این را میگویند «ماهیت بشرط لا» یا «ماهیت مجرده».
یک وقت هم هست که شما ماهیت را اعتبار میکنید بدون اینکه وجود شیئی را اعتبار کرده باشید و بدون اینکه عدم آن را اعتبار کرده باشید؛ مثلًا فقط انسان را اعتبار میکنید. این را میگویند «ماهیت لا بشرط» یا «ماهیت مطلقه».
پس ذهن ما گاهی یک ماهیت را مطلق اعتبار میکند. گاهی مجرد و گاهی مخلوط؛ و به عبارت دیگر گاهی لا بشرط، گاهی بشرط لا و گاهی بشرط شئ.
قهراً به دنبال این تقسیمبندی گفتهاند که در این سه قسم، مقسم چیست؟ حتماً یک چیز هست که گاهی لا بشرط است و گاهی بشرط لا است و گاهی بشرط شئ؛ و مقسم همیشه باید اعم از همه اقسام باشد. «اعم است» یعنی اینکه لابشرط از همه اقسام است. اگر مقسم اعم باشد خود میشود لا بشرط، و اگر لابشرط شد میشود یکی از آن اقسام. چگونه میشود که مقسم عین قسم باشد؟ آمدهاند اینجا دقیق شدهاند و فرق بین لابشرط مقسمی و لابشرط قسمی را مشخص کردهاند. گفتهاند که لابشرط قسمی خودش لابشرط است، ولی لابشرطی است که یک قسم از اقسام لابشرط مقسمی است. این لابشرط است، آن هم لابشرط، در عین حال آن ماهیتِ لابشرط مقسمی به نحوی است که از لابشرط قسمی اعم است؛ چگونه؟ گفتهاند لابشرط قسمی آن است که مطلق است، قیدش اطلاق است. پس لابشرط قسمی لابشرط از تجرد و اختلاط است ولی مقید است به لابشرطیت، یعنی مقید است به اطلاق. اما لابشرط مقسمی حتی از قید لابشرطیت هم مطلق است، مطلق است از هر قیدی حتی از قید اطلاق. پس این اعم است و به اصطلاح مبهم است، بلاقید است، بلاشرط است از هر شرطی حتی شرط اطلاق. البته روی این لابشرط خیلی بحث است، من حرف آنها را نقل میکنم. خیلی سخنان در اینجا آمده [که بحث نمیکنم.]
پس وقتی که اینها در باب ماهیات میگویند «ماهیت مطلقه» یعنی ماهیتی که مطلق از تجرد و مطلق از اختلاط است، یعنی نه مقید به عدم یک شرط است و نه مقید به وجود یک شرط، مطلق از هر دو است، گو اینکه خود «اطلاق» قیدش میشود.