مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٢ - وجوب من جمیع الجهات با اختیار منافات ندارد
وجوب من جمیع الجهات با اختیار منافات ندارد
استاد: این را در گذشته گفتهایم و پیش از این در باب اختیار بحث شده است. در حقیقتِ اختیار بیش از این نیامده که اگر موجودی به چیزی عالم و آگاه باشد و آن را بخواهد، آن را انجام دهد. اینکه موجود دو حالت مختلف داشته باشد که گاهی اراده بکند و گاهی اراده نکند، از لوازم اراده نیست، از لوازم نفس آن مرید است. مثلًا یک انسان در انجام کارهای خوب و بد، مادامی که حالت یک شخص عادی را دارد، گاهی راست را اراده میکند و گاهی دروغ را. آن وقتی که راست گفتن را اراده میکند میداند که راست میگوید و هم بر راست گفتن و هم بر دروغ گفتن قدرت دارد، ولی راست گفتن را اراده میکند. یک وقت دیگر هم دروغ گفتن را اراده میکند، باز هم میداند که دارد دروغ میگوید و هم بر راست گفتن و هم دروغ گفتن قدرت دارد، ولی دروغ گفتن را اراده میکند. اگر همین آدم تدریجاً تحت یک مراقبت اخلاقی و معنوی قرار گرفت و کمکم کمالی روحی و کمالی نفسانی پیدا کرد به طوری که در او یک نوع اشمئزاز و تنفر از دروغ پیدا شد و دروغ را امری مغایر با ذات و شرافت ذاتی خودش دانست و به «راستی» یک تمایل و گرایش بیشتری پیدا کرد، هر چه این عادت در او قوّت بگیرد، از ارادهاش نسبت به دروغ گفتن کاسته میشود؛ یعنی کمکم به حدی میرسد که ملکه عدالت پیدا میکند، یعنی عادل میشود. آن کسی که ملکه تقوا پیدا میکند یعنی میرسد به حدی که دیگر نفس او یک نوع تنفر از دروغ گفتن دارد؛ و حتی وقتی ملکه تقوا خیلی قوّت میگیرد به حدی میرسد که راست گفتن و دروغ گفتن برای او مثل نور و ظلمت که در مقابل یکدیگرند میشوند و هرگز احتمال این نیست که چنین شخصی تصمیم بگیرد که دروغ بگوید، یعنی احتمالها صد درصد در جهت راست گفتن است. حالا آیا انسان هر اندازه که پاک و پاکتر و عادلتر بشود از اختیارش کاسته میشود؟ نه، چون الآن هم اگر بخواهد دروغ بگوید باز میتواند دروغ بگوید، اما نمیخواهد. «نمیخواهد» غیر از این است که اگر بخواهد نتواند. یک وقت ما میگوییم یک آدم میرسد به حدی که قدرت و توانایی از او سلب میشود. نه، این را نمیخواهیم بگوییم، توانایی از او سلب نمیشود. در باره امیرالمؤمنین علیه السلام فقط این سخن درست است که اگر بخواهد، راست میگوید و اگر بخواهد، دروغ میگوید، ولی او هرگز نخواهد خواست که دروغ بگوید. او به حدی رسیده که اگر از من بپرسند میگویم او هرگز