مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - مقدمه
فصل چهارم صفات واجب الوجود
مقدمه
ترتیب استدلال پیرامون مسائل «الهیات بالمعنی الاخص» در کتابهای فلاسفهای چون بوعلی به این صورت است که: در مرتبه اول، منتهی شدن ممکنات به یک علت فاعلی اولی را اثبات میکنند. به عبارت دیگر اول واجبالوجود را اثبات میکنند؛ یعنی اثبات میشود که هر ممکنالوجودی به واجبالوجود منتهی میشود. اما مسائل دیگری مثل اینکه آیا واجبالوجود واحد است یا کثیر، و اگر کثیر است متناهی است یا غیرمتناهی، در اینجا مطرح نمیشود. امکان دارد که کسی ادعا کند ممکنات عالم بینهایت است و هر ممکنی به واجبالوجودی منتهی میشود، یا بگوید انواع عالم نامتناهی است و هر نوعی به یک واجبالوجود منتهی میشود. [طرح این مسائل ربطی به اثبات واجبالوجود ندارد و بعد از آن مطرح میگردد.]
بعد از مرحله اثبات واجب در مقام اثبات وحدت آن برمیآیند و بیان میکنند که وجوب وجود با کثرت سازگار نیست.
در اینجا ذکر این مطلب مناسب است که در مثل فلسفه بوعلی [اثبات وحدت بعد از اثبات واجبالوجود قرار دارد] ولی در متن معارف اسلامی منطقی هست که