مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٦ - اصطلاح « مجرّد »
ولی گاهی این کلمه را به کار میبرند و مقصودشان لا بشرط است. مثلًا میگویند الانسان المجرد یعنی انسان بما هو هو مع قطع النظر عن شیء اخر. این نکتهای که عرض میکنم خوب توجه بفرمایید که درست فهمیده شود. ممکن است بگویید چطور میشود که این لفظ «مجرد» دو معنا پیدا میکند، و حال آنکه لفظ «مجرد» یعنی خالی، یعنی بدونِ؛ کلمه «بدونِ» که باید مفهوم مشخصی داشته باشد؟ این اصطلاح از آن جهت ابهام پیدا میکند که وقتی انسان یک معنا و ماهیتی را در نظر میگیرد [به دو صورت به آن نظر میکند:] یک وقت هست این «بدونِ» را در مقام واقع میبیند، یعنی آن ماهیتی که در واقع بدون فلان شرط است، بدون فلان شئ است. مثلًا انسان عالم و در مقابل آن انسان غیرعالم را در نظر بگیرید. اگر انسان را بدون علم در نظر بگیرید، انسانِ بدون علم مورد نظر شماست، منظور شما انسانی است که عالم نباشد. در این صورت انسان عالم از حوزه منظور شما خارج میشود.
یک وقت هست که شما انسان را در نظر میگیرید بدون آنکه غیر از انسان چیز دیگری را در نظر بگیرید؛ یعنی این «بدونِ» قید نظر شما میشود، یعنی شما انسان را در نظر گرفتهاید بدون آنکه علاوه بر انسان چیزی را در نظر بگیرید از عالم یا غیرعالم؛ یعنی این انسان در مقام لحاظ شما مجرد است، در لحاظ شما غیر از خودش چیز دیگر درنظر گرفته نشده است. آن وقت معنایش این است که منظور شما فقط انسان است و بس.
وقتی که منظور شما فقط انسان باشد، چه عالم باشد و چه غیر عالم، در این صورت انسان مورد نظر شما در این مرحله دوم اعم است از انسان در مرحله اول.
در آنجا شما انسانِ بدون علم را در نظر گرفتید، ولی در اینجا انسان را اعم از اینکه عالم باشد یا غیر عالم.
ببینید، [در اینجا سه چیز است:] یک انسان است، یک در نظر گرفتن، یک «بدونِ». اگر شما انسان بدون علم را در نظر گرفتید، نظر شما آمده روی انسان بدون علم، و در این صورت به هر حال منظور شما انسان خاص میشود. اما یک وقت هست که شما انسان را در نظر میگیرید و این «بدونِ» قید نظر شما میشود، بدون آنکه غیر از انسان چیز دیگر را در نظر بگیرید. پس منظور شما انسان مطلق خواهد بود، یعنی انسان است بدون آنکه در نظر شما غیر از انسان چیز دیگر آمده باشد.
پس در مورد اول، منظور شما و آنچه که نظر شما به آن تعلق گرفته انسان مجرد از