مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٥ - اراده از صفات ذات حق تعالی است
موجود مجرد علم به مادون است، شهود او عین شهود اشیاء مادون است، چون هر مادونی در مافوق خود وجود دارد. لذا موجودات عِلوی و مجرد کتابِ هم هستند، یعنی در عین اینکه ذاتشان برای خودشان علم و معلوم است، در عین حال علم و شهود به همه اشیاء مادون هستند.
در نظام عینی باید گفت: عُقِلَ فَوُجِدَ. حق تعالی به اعتبار علمش به صادر اول، علت از برای وجود اوست. در مورد صادر دوم هم چنین است.
اما در نظام علمی، علم به صادر اول چگونه است؟ آیا آن هم عُقِلَ فوُجِدَ؟ یا این که وجودُه نفسُ عقلِهِ؟ و این سخن خیلی خوبی است.
متأخرین همین سخن شیخ را گرفته و بر علیه او به کار بردهاند؛ گفتهاند تو نظامی را قبول کردهای که وجودش عین معقولیتش میباشد، پس چرا مثل این را در نظام عینی پیاده نمیکنی؟ لذا گفتهاند کأنّه شیخ علم باری را خوب حل نکرده است.
طرح یک اشکال
حق تعالی از آن جهت که عالم به ذات است واجب است، اما از آن جهت که عالم به ماسوی است چگونه است؟ فرض این است که علمش به ماسوی معلول خودش است. پس این صفت او ممکنالوجود است. پس این اشکال پیدا میشود که حق تعالی از جهت علمش به غیر خودش ممکنالوجود است، چون علمش به غیر، معلول و ممکنالوجود است.
شیخ میگوید: این امر اشکالی ندارد؛ مثل خالقیت و مخلوقیت. ذات از آن جهت که خالق مخلوقی است ممکن است، چون مخلوقش که واجب نیست.
اما مثال ملاصدرا شدیداً به این نظر حمله کرده و گفتهاند که واجبالوجود حتی از این نظر هم واجبالوجود است.
اراده از صفات ذات حق تعالی است
شیخ بعد از علم وارد بحث اراده میشود و چند سطری در باره آن بحث میکند و رد میشود. اراده و مشیت هر دو یک معنی دارد. خداوند فاعل بالاراده است.
در باب اراده اختلاف نظر شدیدی بین متکلمین و محدثین از یک طرف و حکما