مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٨ - تفاوت جنس و فصل با عرض عام و خاص
مطلب را نفی میکند.
بیان دیگر شیخ در رد این وجه
شیخ برمیگردد و مطلب را به شکل دیگری بیان میکند. آن شکل دیگر این است: بحث ما در این است که دو واجبالوجود که در وجوب وجود اشتراک دارند، مختلفالحقیقه هستند، یعنی دو حقیقت و دو نوع مختلفند. اشتراکشان در امر جنسی است و اختلافشان در فصل. این بیان همان راهی است که در اوایل کتاب هم ذکر کردهاند و بهتر است.
تفاوت جنس و فصل با عرض عام و خاص
در باب جنس و فصل، فرق میان جنس و فصل با عرض و معروض چیست؟
چطور شده که مثلًا در باب انسان میگویند که «حیوان» جنس است و «ناطق» فصل است، ولی مثلًا «ماشی» عرض عام است و «ضاحک» عرض خاص؟ حالا اگر ما به جای ناطق، ضاحک را بگذاریم چه عیبی دارد؟ بیاییم بگوییم که حیوان جنس است و ضاحک فصل است؛ چون اگر ملاک امتیاز میخواهیم، میشود که وجه امتیاز یک نوع از نوع دیگر عرض خاص باشد. با عرض خاص هم میشود یک نوع را از نوع دیگر تمیز داد. پس فرق اینها چیست؟ چطور شده که یک چیزی را آمدهاند «فصل» گفتهاند و یک چیز دیگر را «عرض خاص»؟ چطور میان فصل و عرض خاص فرق گذاشتهاند؟ جواب این است که این یک امر قراردادی نیست. فصل آن چیزی است که جنس بدون آن نمیتواند تحقق داشته باشد؛ یعنی جنس بدون آن یک معنایی است که نمیتواند تحقق داشته باشد؛ بینیاز از او نیست؛ فقط در ضمن آن است که میتواند وجود داشته باشد و بس. ولی عرض خاص و عرض عام چیزی هستند که جنس قبل از آنها با فصل خودش تحقق دارد و بینیاز از آنهاست. آنها در مرحله بعد از تحقق، عارض این میشوند. جنس به آن چیزی میگوییم که اصلًا نمیتواند بدون فصل تحقق داشته باشد، تحققش توأم با تحقق فصل است، بلکه به یک معنا فرع تحقق فصل است. تحقق جنس فرع تحقق فصل است. ولی عرض آن چیزی است که بعد از اینکه جنس محقق شد، که حتماً باید در ضمن فصل محقق شود، در خارج،