مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - معانی « ماهیت »
ادامه بحث در « الحق ماهیته انیته »
معانی « ماهیت »
گفتیم که این بحث در اصطلاح حکما پیرامون این است که آیا ماهیت واجبالوجود عین انیت و وجودش است یا ماهیتش با وجودش تفاوت دارد.
گاهی نیز چنین تعبیر میکنند که آیا واجبالوجود ماهیت دارد یا ندارد. هر دو تعبیر تقریباً یک مقصود و یک منظور را میفهماند. البته این تعبیر دوم بیشتر ناشی از این است که کلمه «ماهیت» اکثر به معنای «چیستی» گفته میشود که در مقابل «وجود» و «هستی» میآید. در کلمه «ماهیت»، «ما» را «ما» ی استفهامیه میگیریم و میگوییم «ما هی هی» یا «ما هو هو» این چیست، یا آن چیست. از «این چیست» یک مصدر ساختهاند به این صورت که یک «تا» ی مصدری اضافه کردهاند و «ماهیت» ساخته شده است. اگر ماهیت را به معنای چیستی بگیریم، در اینجا باید چنین تعبیر کنیم که «واجبالوجود لا ماهیة له» زیرا چیستی داشتن به این معناست که بشود او را تحدید کرد و برایش حد معین نمود. تعیین حد هم به معنای این است که داخل در یک مقوله از مقولات باشد که وجود عارض آن شده است.
ولی همین کلمه «ماهیت» گاهی به معنای «مابه الشیء هُوَ هُوَ» به کار برده میشود. در این صورت «ما» به معنی «ما» ی استفهامی نیست، بلکه «ما» ی موصوله