مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٥ - شرح و توضیح متن
أو غیرموجودة لشیء منها، أو موجودة لبعضها و لیس فیالبعض الاخر إلا عدمها.
که این قهراً همان فصل میشود، همان که به جای فصل است؛ یعنی مابهالامتیاز یا در همه آنها امر وجودی است، یا در همه آنها امر عدمی است، یا در یکی وجودی است و در یکی عدمی، یعنی در واقع هیچچیز نیست. شیخ اول شق وسط را ذکر کرده است که همان «غیر موجودة لشیء منها» باشد:
فإن کانت غیر موجودة و لیس هناک شیء یقع بهالاختلاف بعد الإتفاق، فلا اختلاف بینهما فیالحقائق، فهی متفقة الحقائق، وقد قلنا إنها تختلف حقائقها بعد ما اشترکت فیه، و إن کانت غیر موجودة فی بعضها و موجودة فی بعضها؛ مثلًا أن یکون أحدهما انفصل عن الاخر بأن له حقیقة وجوبالوجود، و شیئاً هوالشرط فیالانفصال، وللاخر حقیقة وجوبالوجود مع عدم الشرط الذی لذلک، و إنما فارقه لأجل هذا العدم فقط، و لیس هناک شیء إلا العدم ینفصل به عن الاخر، فیکون من شأن وجوبالوجود بالحقیقة التی له أن تثبت قائمة مع عدم شرط یلحق به، والعدم [١] لا معنی له محصلا فیالاشیاء، و إلا لکان فی شیء واحد معان بلانهایة فإنّ فیه اختلاف أشیاء بلانهایة.
اگر چنین است [که آن مابهالامتیاز غیر موجود در هر کدام است،] پس اینها با هم اساساً اختلاف ندارند، و حال آنکه فرض ما این است که اینها مختلفالحقایق هستند. مرحوم سید احمد که فرض کرده بیان سابق در باره امور متفقالحقیقه است، به این عبارت که رسیده گفته است این «فالاختلاف بینهما فی الحقائق» یعنی «فیالحقائق الشخصیة» که این بیان درستی نیست.
خلاصه اینکه: اگر بگوییم اینها اموری مختلفالحقیقه هستند و وجوب وجود به
[١]. در بعضی نسخهها «فالعدم» است و در بعضی نسخهها «والعدم» که «والعدم» از «فالعدم» بهتر است. اگر «فإنّ العدم» میبود از هر دو بهتر بود.