مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤٢ - طرح یک اشکال و پاسخ آن
دیگرند.
مستشکل میگوید: عالمی که خیر محض و نور محض باشد جایز بود که باری تعالی آن را ایجاد کند.
میگوییم: چنین چیزی در طبیعت محال است و در غیر طبیعت محال نیست.
درباره این عبارت «علی أنه ضرب ...» در حواشی ملا اولیاء و دیگران حرفهایی زده شده که درست نیست. این عبارت به همان عبارت «هذا لم یکن جائزاً ...»
میخورد. شیخ اوّل گفت: «هذا لم یکن جائزاً فی مثل هذا النمط من الوجود و ان کان جائزاً من الوجود المطلق» در نحوه عالم طبیعت امکان عالمی که خیر محض باشد نیست، ولی در غیر این نمط از وجود ممکن است. تا اینجا صحبت امکانش است.
این «علی أنّه ...» صحبت وقوعش رامطرح میکند: نه تنها عالمی که خیر محض و نور محض باشد ممکن الوجود است، بلکه وجود هم دارد، عالمی که مبرا از شر است. عالم عقول و نفوس و عالم افلاک- بنا بر عقیده اینها- عوالم مبرا از شرند. آن که شما میگویید نوعی از وجود مطلق است که مبرا از شر است، غیر از این عالم است و آن چیزی است که وجود هم دارد. پس این «علی أنه» میخواهد بگوید که آن نوع از وجود مطلق نه فقط جائزالوجود است، واقعالوجود هم هست.
و بقی هذا النمط فی الإمکان و لم یکن تُرِک إیجاده لأجل ما قد یخالطه من الشر الذی إذا لم یکن مبدؤه موجوداً اصلًا، و ترک لئلایکون هذا الشرکان ذلک شراً من أن یکون هو فکونه خیر الشرین، و لکان أیضاً یجب أن لاتوجد الأسباب الخیریة التی هی قبل هذه الأسباب التی تؤدی إلی الشر بالعرض، فإن وجود تلک مستتبع لوجود هذه، فکان فیه أعظم خلل فی نظام الخیر الکلی، بل و إن لم نلتفت إلی ذلک، و قصرنا التفاتنا إلی ما ینقسم إلیه الإمکان فی الوجود من أصناف الموجودات المختلفة فی احوالها، فکان الوجود المبرأ من الشر قد حصل، و بقی نمط من الوجود إنما یکون علی هذه السبیل، و لا کونه أعظم شراً من کونه، فواجب أن یفیض وجوده من حیث یفیض عنه الوجود الذی هو اصوب، و علی النمط الذی قیل.
این نمط از وجود که عالم طبیعت است در امکانش باقی است. بعد میگوید «و لم